!!ازدواج!!

 

 
دوشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٤

عنوان: توکل بر خدا

سلام

این مطلبی که الان اینجا میاد نگاه به مقوله راهه پرواز از یه زاویه ی دیگه است. همه چیزایی که قبلاً تحت عنوان‌های روش سنتی و مدرن و ترکیبی گفتیم، مطالبی درست و قابل تامّل هستند. به نوعی اونا علم هستن. ولی یادمون نره علم بدون بصیرت یه حالت خاصی از نادانی است.

ما تو این وادی هر چقدر هم که با دانش بالا و شناخت نسبت به مراحل مختلف و جنس مخالف و شناخت از طرفمون پیش بریم، بازم هیچوقت نمی تونیم از 80،85 درصد به بهترین نزدیک بشیم. شاید خوبترین رو پیدا کنیم ولی هیچ وقت ادعای بهترین رو نمی تونیم داشته باشیم.

تنها راه برای رسیدن به بهترین اینه که از خود طراح این صحنه بخواهیم که اون بهترین رو برای ما قرار بدهد. می دونم این جریان خیلی سوال برانگیزه که ...یعنی چی؟ خوب ما هر کاری می کنیم توکلمون بر خداست؟ ... یا اصلاً این خرافات چیه؟ برو ببین عاشق کی میشی؟ ... مگه هر چی برای ما پیش میاد خواست خدا نیست؟ .. و ...

صبر کنین و عجله نکنین.

چند بار اومدم مطالب خودم رو اينجا اضافه كنم، ديدم ممكنه مطالبي كه دوست خوبمون برامون از طريق يه كار پژوهشي جمع‌آوري كرده شهيد بشه. لذا مطالب خودم رو تو پست بعد ميزارم. مطلبي كه يه جورايي با اين مطلب پيوسته است.

فقط يه جمله ميگم...

هيچوقت روغن سوخته رو خرج امامزاده نكنين  ...............

 عنوان: توکل بر خدا

 

پرستيد  تنها  يگانه  خدا                                                    توكل  نماييد  بر  كبريا

توكل يعني اظهار عجز و به ديگري تكيه كردن .

«توكّلَ علي اللّه واتكّل عليه» يعني: «استسلم اليه» تسليم فرمانش شو. متوكل بر خداوند كسي است كه مي داند خداوند مسئول روزي و كار اوست وتنها به او تكيه مي كند و به غير از او توكل نمي ورزد وتوكل آن است كه همه­ي امور را به حق تعالي كه مالك آن است تسليم كني و همه ي كارها را به او واگذاري و بر وكالت او اعتماد كني! و اين منزل از دشوارترين منازل براي عامّه است چرا كه ايشان هنوز خود را و متاع دنيا را دوست دارند و به آن دل بسته­اند و در حجاب اسباب به سر مي برند و در نتيجه براي ايشان دشوار است كه امور خود را به خداي تعالي بسپارند و اسباب را رها كنند و بر حق اعتماد كنند. چرا كه مي ترسند مال خود را و اموال و متعلقات خود را از دست بدهند .

اما در نظر خاصه، توكل آسان ترين و سهل ترين  راه هاست چرا كه ايشان به يقبن مي دانند همه ي امور از آن خداست و به شريف ترين و كامل ترين مردم خطاب شده است كه:  «ليس لك من الامر شيٌ»، هيچ گونه اختياري براي تو نيست، چه رسد به ديگران!

چون ايشان دانسته اند چيزي در اختيار ايشان نيست و همه ملك و سلطنت از آن خداي تعالي است، چه چيزي باقي مي ماند كه به خدا بسپارند و به او تسليم كنند؟ و او را در چه چيز وكيل خود قرار دهند؟  

وكيل در نام هاي خداوند همان مسئول روزي بندگان است و حقيقت آن، اين است كه در كار كسي كه به او توكل شد، يگانه باشد .

خداوند باري تعالي در آيه ي 2 سوره ي اسراء مي فرمايد : «ان لا تتخذوا من

دوني وكيلا »

كه جز من كه هستم خداي بشر                                         نگهبان نگيرند شخص دگر

تمامي اين مطالب اشاره ايست به ضعف وناتوا ني انسان! و انكار قدرت و توانايي هاي او، و يا نفي نقش او در تحقق آنچه كه دوست دارد ممكن نيست و در هر انساني (بلكه هر موجودي) قدرت محدودي است كه براي تحقق آرزو ها علاقه هاي او كافي نيست. لذا ناچار است به سوي قدرت نامحدود ديگري  توجه كند، كه مي تواند خواسته ها و كارهاي همه مخلوقات را بر آورده سازد. پس توكل در فطرت، براي طلب قدرت و توانايي زياد و آمادگي براي استقبال از اسباب و علل ممكن امور، در حدود نظام قانون الهي است .

در حقيقت انسان با توكل كردن به خدا به آرامش قلبي مي رسد. بارها پيش آمده كه انسان خواستار امري مهم شده و تمامي زمينه ها براي رسبدن به مقصودش نيز فراهم شده اما به سبب بعضي حالات روحي از قبيل: ترس، غم، حرص، سبك سري، حماقت، بد گماني، ضعف اراده و . …نتوانسته به هدفش دست يابد كه اين امري طبيعي است اما هنگامي كه بر خداوند سبحان توكل نمايد، به سببي متصل شده كه غير مغلوب است و وراي همه سبب هاست كه اين باعث مي شود نيروي اراده او قوي شود و هيچ چيز مانع او نشده، ونيل به مقصود و سعادت حاصل مي شود و در اينجاست كه متوجه تاثير خارق­العاده توكّل بر خداوند مي شويم.

«و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره»: و هر كس بر خدا اعتماد كند او را براي وي بس است، خداوند فرمانش را به انجام رسانده است.(سوره طلاق آيه 3)

بارها مشاهده كرده ايم بعضي افراد با سخناني از اين قبيل كه: چرا چنين شد؟ چرا چنين نشد؟ اي كاش واقع نمي شد! به خداوند معترض مي شوند! كه اين به جهت جهل قبل از علم آنان و غفلت از مشيت و جريان الهي است.

بگيريم  راه  صبوري  به  پيش                                  توكل  نمائيم  با  صبر خويش

كه اهل توكل به هر گونه حال                                  سپارند دل را به ان ذوالجلال

اين دسته از مردم در هيچ گونه از كارهاي دنيايي، هيچ تمسك و توكلي ندارند و راجع به امور آخرت، لاف از توكّل مي زنند! و در هر علم و معرفت يا تهذيب نفس و عبادت و اطاعتي كه سهل انگاري وسستي نمايند، فوراً اظهار اعتماد بر حق و فضل او مي كنند بدون سعي و عمل، با لفظ «خدا بزرگ است» و «متوكليم به فضل خدا»، درجات آخرتي را تحصيل مي كنند! با اين همه تمام اين اظهارات جز لقلقه زبان و صورت بي معني چيزي نيست و حقيقت ندارد.

ببايد توكل به يزدان  كنند                                        كساني كه دعوي  ايمان كنند

چرا ما به يكتا خداوند راد                                        توكل   نسازيم     نيز    اعتماد

«فما اوتيتم من شي فمتاع الحياة الدنيا و ما عندالله خير و ابقي للذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون»

هر چه به شما داده اند متاع و بهره زندگي اين دنياست و آنچه در نزد خداست، براي كساني كه ايمان آورده اند و بر پروردگار خود توكل كرده اند، نيكوتر و ماندني تر است. (سوره شوري آيه 36)

چو هستيد مومن به پروردگار                                      توكل  نمائيد  بر  كردگار

انسآنها در توكل كردن مساوي نيستند و آنها را مراتب و درجاتي است:

  • درجه نخست: آن است كه فرد بر خدا توكل مي كند اما همراه با طلب و در خواست رزق روزي از مردم است و از سبب ديگري مدد مي جويد و اين تمسك جويي براي اين است كه نفس خود را مشغول سازد و به قصد آن است كه به خلايق نيز بهره اي برساند، و در اينجا وقتي مردم مي بينند كه او به ظاهر توكل كرده، به وي حسن ظن مي يابند و در نتيجه فرد دچارعجب و خود بزرگ بيني مي شود.

ضلالت همين است اندر حيات                                كه باشند دور از طريق نجات

توكل   بفرما   به   رب    جهان                                كه هرگز  نميرد به  دور زمان

بعضي از عرفا معتقدند براي احدي در توكل مقامي حاصل نمي شود، مگر اينكه

براي او مدح و ذم مردم، مساوي باشد و بي ارزش! و حتي هنگامي كه آزار بيند،

بر آن صبر كند.

  • درجه دوم: افرادي هستند كه با فرو انداختن طلب بر خداوند توكل مي كنند يعني از هيچ كس، چيز نخواهند و از هر سببي چشم پوشي كنند و با اين كار تلاش مي كنند، توكل خود را صحيح و راستين گردانند، زيرا با جدا ساختن از اسباب و ترك آنها، مشخص مي شود كه سالك واقعاً بر خدا توكل دارد يا نه؟! اين افراد در مقام عقل، توكل به حق دارند. يعني اركان توكل پيش آنها عقلاً ونقلاً تمام است. اين افراد اگر چه علماً متوكلند ولي به مرتبه ايمان نرسيده اند و از اين جهت در امور متزلزل اند و عقل آنها با قلبشان در كشمكش است و عقل آنها مغلوب است!‍

در حديثي از پيامبراكرم«ص» آمده است: من احب ان يكون اغني الناس فليكن بما

في يد الله اؤثق منه بما في يده.

هر كس دوست دارد بي نياز ترين مردم باشد‚ بايد به آنچه در دست خداست، اطميناني بيش از آن داشته با شد تا به آنچه در دست خود اوست.

پس اين افراد هنوز به اين اطمينان نرسيده وتوكل آنها ناقص است.

  • درجه سوم: افرادي هستند كه توكل آنها همراه با شناخت و معرفت توكل است؛ و در واقع حقيقت عبوديت را درك كرده اند و همه افعال را از حق تعالي بينند و به توحيد افعالي دست يافته اند.

اين گروه تصرف حق تعالي را به قلوب خود رسانده و قلوب آنها ايمان آورده كه خداوند مقدر كننده همه امور و سلطان و مالك اشيا است؛ و در حقيقت اركان توكل را از عقل خود به قلبشان رسانده اند. اينها صاحب مقام توكل هستند.

البته در اين مقام نيز در مراتب ايمان و درجات آن تفاوت هايي مشاهده مي شود. يكي از عرفا توكل را در اين گروه اين گونه بيان مي كند: طرح بدن در راه عبوديت و تعلق قلب به ربوبيت.

 به يزدان بگفت اين سخن را  ز نو                                              توكل   نموديم   تنها  به  تو

نهاديم   روي   از   همه   بر  درت                                   همه  باز  گردنند   اندر  برت

در حديثي از امام صادق«ع» آمده است:بي نيازي و عزت به هر طرف در گردشند تا

چون به محل توكل رسيدند‚ وطن گرفتند.

در اينجا استعاره و تمثيل بسيار جالبي بكار رفته است، گويي بي نيازي و عزت، همچون هماي سعادت و شرف در جستجوي مقصدي در گردش است و هدف و مقصد آنها را توكل معرفي كرده و فرودگاهي جز توكل را براي آنها مناسب ندانسته است؛ پس هر گاه شخص متوكلي را جستند، بر سر او مقام گيرند و همواره، همراه او باشند . 

از اين رو شخص متوكل همواره بي نياز وعزيز است، اگر چه ثروتمند و مال دار نباشد، اما مناعت طبع و علو همتش هرگز اجازه نمي دهد كه در برابر مخلوق، براي ثروت و مقام چاپلوسي كند يا خواهش و تقاضا نمايد.

چو داديد چيزي به دنيا  ز دست                         مبادا كه غمگين شويد از شكست

بر   آنها  بشارت  دهند  از  وفا                           ز  نعمات  و   از   فضل   يكتا   خدا

كه  اجر شما مومنان ‚ هيچ گاه                                     فرامش     نگردد     ز    يكتا     اله

بر آنهاست اجري عظيم از خدا                           بيابند   آن   را   به   هر   دو   سرا

امام صادق«ع» فرمودند: به هر كه 3 چيزش دادند ؛ از 3 چيزش باز نگرفتند:

  1. به هر كه دعا دادند، اجابت دادند.
  2. به هر كه سپاس گزاري دادند، افزوني بخشيدند.
  3. به هر كه توكل دادند، كار گزاري كردند.

توكل    ترا   بر  خدايت   بود                                          كه او هست كافي براي مدد

انشاالله كه خداوند همه ما را از متوكلين واقعي قرار دهد.

                                    «الهي هب لي كمال الانقطاع اليك«

بار خدايا، مرا كمال گسستن از غير، و پيوستن به خويش ارزاني دار.

 

نویسنده : Tanha

 

يا حق

ali alex|| ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ



خانه
آرشيو
پست الكترونيك

لينک‌هاي مرتبط
چهارفصل
ازدواج موفق
روی خط عشق
پسران مریخی و دختران ونوسی
اخلاق زناشويي
پست شروع
سؤالات اساسی برای خواستگاری
دلايل بد براي ازدواج
روش سنتی و روش مدرن انتخاب
پرى دريايى و ماهى قرمز تنگ و ...
ازدواج عاشقانه دانشجويی


پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
persianpixel
persianblog fans

 
   
  پرشين‌بلاگ