!!ازدواج!!

 

 
چهارشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٤

روش سنتی از ديد پسرونه

سلام

 

همیشه وقتی یه مطلبی می­نویسم سعی می­کنم که بدون جهت گیری و موضع گیری باشه. یعنی پسرونه ننویسم. ولی ایندفعه خداییش کم آوردم. اصلاً نمی­تونستم دیده یک دختر رو نسبت به حالت­های مختلف روش سنتی ببینم. از دخترهایی که وبلاگ رو می­خونن خواهش می­کنم که اونا دیده یه دختر رو برام بنویسم و برام E-mail بزنن. تا من با عنوانه روش سنتی دیده دخترانه آپ کنم.

 

در پست قبل بررسی روش های انتخاب همسر رو شروع کردیم و در ابتدا روش مدرن رو که در آن خود فرد محوریت داشت، بررسی کردیم. تو این پست می خوام روش سنتی ای رو بررسی کنم که شاید فرن هاست که در کشور ما اجرا میشه.

آدم هایی که عاشق اصالت و قدمت و اینها هستند قاعدتاً این روش رو بیشتر می­پسندند. توی این روش بازیگران اصلی مادر ها هستند. یه جورایی ریش و قیچی دست اونهاست. در ابتدا بیاین یه دور کلّ مسیر رو باهم بریم:

پسر که به 20 سال می­رسه ، مادرها زندگیشون رنگ و بوی دیگه ای پیدا می کنه. کلّی ذوق می­کنند و یجورایی جوون میشی. بیشتر به خودشون میرسن و وقتی میخوان تو یه جای عمومی برن حواسشون به رفتاراشون بیشتره.... چرا؟  چون اونا الان دیگه باید تو ملّت دنبال عروس برا پسرشون باشن­. دیگه چشم­هاشون همون چشم­های ساده نیست، الان تلسکوپه!!!!! توجهشون به تمام دخترهای دور و برشون هست، مدام هم دارن به اونا نمره میدن و نکات مثبت و ضعف طرف رو چک می­کنن. البته معمولاً تو اردوهای آزمایشی، با خواهر و مادر و دخترشون جلسه میزارن و اطلاعات کسب شده در مورد بهترین­ها رو باهم چک می­کنن تا اطلاعاتشون تکمیل شه و توانایی شناختشون بالا بره(یه جور مانوره) . دیگه غیبت و تهمتیه که سرازیر میشه ..... دماغش اونجوری بود، چاق بود، دراز بود، زرنگ بود، فهمیده و خوش برخورد بود(طرف بهشون سلام کرده بوده!!!) به ما می­خورد یا نمی­خورد، مادرش چجوری بود، فرهنگشون چطور بوده و ... خلاصه حجم زیادی از اطلاعات در فرصت کم مهیا میشه. اگر پسر 25 سالگی هم ازدواج کنه اونا 5 سال این بازی رو ادامه می­دن. در هر زمان اونا بهترین­ها رو مشخص کرده و تو بانک اطلاعاتی بهترین ها حفظ می­کنن و مدام سعی می­کنن اطلاعاتشون رو بروز کنن. زمانی بازی به جاهای اساسی­تر میرسه که اونا و پسر به توافق رسیده باشن که کار رو جدی­تر ادامه بدن. خانواده هم بهترین مورد رو از بانک اطلاعاتشون انتخاب می­کنن که از لحاظ فرهنگی، اعتقادی، خانوادگی، زیبایی و .... (حداقل به صورت ظاهری و اولیه) از محک معیارهای اونها سربلند بیرون اومده باشه. خیلی وقتا بدون اینکه پسر درخواست کرده باشه ، تیم شناسایی اعلام می­کنن که ما داریم برات میریم خواستگاری!!! حال هرچی پسرها هم بگن که بابا بی­خیال ما درس داریم ، کار داریم، بچه­ایم و ... اصلاً مهم نیست.(البته معمولاً پسرها با دست پس میزنن و با پا پیش می­کشن!!!!)

تیم کماندوهای شناسایی معمولاً از3،4 تا از کارکشته و تیز ترین زنان فامیل تشکیل میشه در جلسه اول با خود طرف و مادر طرف صحبت می­کنن. اگر تیم شناسایی به این کیس نمره قبولی دادن ، قرار جلسه دوم رو با حضور پسر میزارن. (باباها کاملاً هیچکاره اند!!!) پسر رو جلسه بعد با یه دسته گل و شیرینی ور میدارن می­برن. پسر و دختر یه ربع با هم از بیوگرافی و 4تا آسمون ریسمون حرف می­زنن و بعد از جلسه یه جورایی 70 درصد قضیه تمومه!!!! اگه جواب دو طرف مثبت بود جلسه های بعدی تنظیم می­شوند و تحقیق ها شکل می­گیره و تموم!!! دختر و پسری که همدیگر رو نمی­شناختند و از خصوصیات هم خبر نداشتند تو این فاصله کوتاه همدیگر رو انتخاب کردند و به عقد هم در اومدند. چارچوبی که زن با لباس سفید عروسی بهش باید وارد بشه و با کفن خارج!! جالبه که تو خیلی از موارد دختر و پسر وقتی عقد می­کنن، به هر دلیلی ، همون اول اسماشون میره تو شناسنامه همدیگه!!!! آخه آدم عاقل ها،  شما هیچ احتمال خطایی به خودتون و روشتون نمیدین. از حول حلیم می­پرین تو دیگ!!!

بعد از این Over View حالا می­خوام یه­مقدار عمیق­تر بشم.

اگه با دیده فازی، این روش رو هم یه بازه بگیریم، سمت راست این بازه آدمی ایستاده که فرد توانا و با فهمیست. پس از جستجو و تحقیق و بررسی بسیار به این نتیجه رسیده که روش مدرن دارای ریسک­های بسیار زیادی است.دیده که نیازمند اینه که طرفش رو از جنبه های دیگه ای غیر از برخوردها و عقاید سطحی بشناسه. به این نتیجه رسیده که شرایط محیطی یک فرد گاهی از شرایط خود فرد هم برای شروع زندگی مهمتره(مثلاً سبزه مزبله).  دیده اگه بخواد خودش بگرده و یکی رو پیدا کنه، باید خطرهای زیادی رو به جان بخره، باید روابط زیادی رو شروع کنه. حجم بالایی اطلاعات جمع کنه که نسبت به خیلیهاش هیچ دسترسی ای نداره. کلاً خیلی سخته که خودش برای خودش یه تعدادی گزینه مناسب پیدا کنه. لذا معیارهای خودش رو برای مادرش شرح میده. هرچقدر بهتر اینکار رو انجام بده، مادر بهتر می­تونه براش اون رو پیدا کنه. بعد هم به مادر و توانایی­هاش اعتماد می­کنه. مادر هم از طریق دوست و آشنا و فامیل با سپردن به 4 یا 5 نفر از اینکاره های فامیل منتظر میشه تا گزینه­های مختلف بهش عرضه بشوند. هرکسی با شرایط محیطیش معرفی میشه و او همون اول یه سری رو حذف می­کنه. معمولاً ناهمخوان ها با شرایط فرهنگی خانواده، و خط قرمزهای پسر. به مرور دیتا بیس گزینه­های مختلف آماده میشه و بعد از مدّتی مراسمات خواستگاری شروع میشه. پسر هم بعد از دیدن و صحبت کردن با یک تعدادی از این گزینه­ها، از بین اون­هایی که بهش جواب رد ندادن، یکی رو انتخاب می­کنه. دختر و پسر بعد از محرمیت (گرفتن تایید خانواده­ها) تازه سعی می­کنند که نسبت به هم علاقمند بشن. یک راهه بسیار کم خطر. البته مکانیزم­هایی که خدا تو وجود انسان­ها قرارداده اینکار رو در کوتاه مدّت می­تونه انجام بده. البته این بستگی داره که آیا دو طرف خط قرمزها رو قبلاً حفظ کرده بودن یا نه. به قوله یکی از دوستان: "تمام این سختی ها و غریبه بودن و ناآشنا بودن­ها، بار اولی که دستشو بگیری تموم میشه (بعد از عقد)"

اما طرف چپ اون بازه.... آدمی قرار گرفته که به مساله ازدواج به صورت سطحی نگاه می­کنه (یکی از هشت دلیلی که حدود 15 پست قبل بهشون اشاره کردم.) حالا یا این نگاه نتیجه فهم پایین و ضعف طرفه و یا به صورتی کاملاً ارادی در خودش این نگاه رو بوجود آورده. این ارادی یعنی اینکه برا خودش یه سری معیار کلّی انتخاب کرده که هر کسی رو تو این اون شرایط براش بگذاری هیچ فرقی به حالش نمی­کنه. این معیارهای سطحی می­تونه زیبایی باشه، وضع مالی خانوادشون باشه، مذهبی بودن طرف باشه، خانواده طرف، همشهری بودن و ... . (نمیگم که اینها معیارهای بدی هستند، میگم اگه معیارها همین­قدر کلّی باشند و برای یارو دقیق شدن دیگه ارزش نداره این یارو سطحیه) بماند که در قدیم وضع از این بدتر بود و اینجا تو این قسمت ازدواج­هایی قرار می­گرفت که پدر پسر با پدر دختر قرار می­گذاشتند و همون­جا خودشون بچه­هاشون رو به هم میدادن. بدون مشورت و .. کاملاً مثه غذا و لباس. برا بچه­هاشون یه اسباب بازی جدید مهیا می­کردن!!!!!

اینجا معمولاً پس از یک جلسه خواستگاری فرد فقط منتظره که زندگیش شروع شه. همین. اینجور زندگی ها شیرازشون از عادت شکل می­گیره و نه از عشق و علاقه.

بقیه انواع سنتی هم تو این بازه می­افتن.

 

 

نکاتی درباره روش سنتی:

  1. خانواده تو این روش همه کاره است. یعنی روش خانواده محور است.
  2. مشکل فیلم بازی کردن در برابر هم اینجا به شکل حادتری بروز می­کنه چون در زمان کمتری دو طرف باهم روبرو میشن. ولی چون تحقیق قبل از ازدواج اصالتاً ماله این روشه، رسکش پایین تر میاد. انسان نمیتونه 4 سال تو دبیرستان برا همکلاسی ها و معلم­ها فیلم بازی کنه.
  3. تو این روش معمولاً عشق و علاقه قبل از ازدواج اصلاً مطرح نیست. لذا لذت وصال از کار می­افته.
  4. فرد اگه معیارهای دقیق و کاملی برای شناخت طرفش نداشته باشه ، نمی­تونه عقلانی انتخاب کنه.
  5. فرد هیچوقت نمی­تونه مطمئن باشه که به بهترین رسیده و مدام باید با تلقین خودش رو قانع کنه.(می­دونید که خدا برای هرکس یه بهترینی آفریده. این بهترین در زندگی آدم حتماً یه نقشی رو بازی می­کنه. حتی ممکنه که شما اسمش رو فقط شنیده باشی. به همون میزان تو زندگیت اومده. اگه کس دیگه ای رو انتخاب کنی تو با اختیار خودت به کم قانع شدی. این چیزیه که من بهش ایمان آوردم.)
  6. فرد معمولاً انتخاب نمی­کنه بلکه با شرایط بهترین گزینه کنار میاد. چون از اول بهتون میگن شما اگه 60 درصد شرایطتون تامین شد این خوبه .. بسه. 100 درصد که محاله. (یادمون نره. بعضی وقت­ها وقتی فرد طرفش رو می­بینه، احساسش بهش میگه که این طرف همون بهترینه. اینجا انتخاب صورت می­گیره.)
  7. انسان وقتی یه پیراهن یا شلوار می­خواد بخره یا همون اول میره و از طبقه اول، نشد از طبقه سوم کمد های مغازه اول جنسش رو انتخاب می­کنه و به هرچه که بود قانعه. یا میره 10 تا مغازه و تا یه جنسی مجذوبش نکنه و داد نزنه که منو انتخاب کن، دست به انتخاب نمیزنه. ازدواج  حداقل از لباس خریدن سخت تره. فرد باید از لحاظ فکری از انتخابش راضی باشه. وگرنه فرد مدام به خودش سرکوفت میزنه که چرا عجله کردم.
  8. بدلیل اینکه خانواده­ها در تشکیل زندگی نقش مستقیم دارن، در تمام مراحل زندگی هوای بچه­هاشون رو دارن. کانون خانواده چون فردی شبیه بهشون واردش شده، گرم­تر میشه. تضادها به حداقل میرسه.
  9. در این روش کار تا زمان عقد بیشتر شبیه یک معامله است. چونه زدن ها سر مهریه، خانه، ماشین، درآمد پسر، تعهدات پیش از ازدواج، گربه دم حجله کشتن و ... در انتها هم پس از توافق دیپلمات­های دو طرف با هم دست میدن و شیرینی می­خورن و مجوز ارتباط صادر میشه.

 

به نظر من این روش در بهترین شرایطش به مراتب نسبت به روش مدرن سالم تر و اثربخش تره. ولی خیلی از این بهتر هم می­تونه باشه. تا یه 10 ، 15 روز دیگه ، روش بهینه و ترکیبی رو هم می نویسم.

ali alex|| ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ



خانه
آرشيو
پست الكترونيك

لينک‌هاي مرتبط
چهارفصل
ازدواج موفق
روی خط عشق
پسران مریخی و دختران ونوسی
اخلاق زناشويي
پست شروع
سؤالات اساسی برای خواستگاری
دلايل بد براي ازدواج
روش سنتی و روش مدرن انتخاب
پرى دريايى و ماهى قرمز تنگ و ...
ازدواج عاشقانه دانشجويی


پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
persianpixel
persianblog fans

 
   
  پرشين‌بلاگ