!!ازدواج!!

 

 
دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٤

مطلبی درباره مخارج

سلام

تو بحث‌های قبلی و تو کامنت‌های گذشته درباره مخارج اين مراسم صحبت به ميان آمده بود... اين مطلب هم در راستای همان‌ها است ...

 

                                         عروسى در قرن بيست و يكم

به مراسم عروسى دعوت شده ايد اما وقتى وارد سالن نيمه تاريك تالار مى شويد يك آن فكر مى كنيد كه اشتباهى پا به سالن سينما گذاشته ايد!  مهماندار شيك پوش تالار كه گويى تازه از زير دست آرايشگر بيرون آمده است، شما را به طرف يك صندلى مشايعت مى كند و در كمال عذر خواهى مى گويد: عروس و داماد وارد سالن مى شوند! تا جايى كه حافظه يارى تان مى كند، عروسى همواره با نور و روشنايى و چراغانى همراه بوده است اما انگار عروسى هاى هزاره سوم با تاريكى پيوند خورده است! عروس و داماد در زير پرژكتور فيلمبردارى در حالى كه بيست دختر نوجوان با مشعل هاى برنزى روشن دو طرف آنها را گرفته اند وارد سالن مى شوند و راز اين خاموشى، روشن مى شود! عروس خانم، در آن شب كذايى، ۱۵ سرويس جواهر با مارك هاى بولگارى، كارتيه و... هديه گرفت كه ناقابل ترين آن، هديه دوستى بسيار دور، به ارزش ۷۰ ميليون ريال بود!!       •••    
عروسى هاى پرتجمل و زبانزد، از يك عادت عرفى اشرافى در اين سال ها، به يك مسابقه تبديل شده است. حتى خانواده هاى متوسط نيز در مورد عروسى و تجملات آن استثنا قائل هستند، چندان كه گاه آقاى داماد عزيز مجبور است هزينه رهن يك آپارتمان خوب و راحت را با سرويس طلاى عروس خانم و هزينه سور و سات آن عوض كرده و سال ها بار اجاره نشينى و اجاره دهى را به دوش كشد.  مسابقه عروسى هاى تجملاتى ميان هر قشرى و هر طبقه اى،  به گونه اى برگزار مى شود. همين چند وقت پيش، صفحات اقتصادى روزنامه ها از مهريه هاى ميلياردى عروس خانم هاى بورس بازى پر شد كه همتايان خود را در تالار هاى بورس تهران يافته  بودند! تا واژه سهام شركت... هم وارد دفاتر عقد و ازدواج شود! اين مهريه صد درصد به نرخ روز،  اصلاً مشكل حساب كردن و محاسبه شدن را ندارد.
•••
يك بار ديگر پا به عروسى عجيب و غريبى گذاشته ام كه در كارت دعوت آن، دو نام از معتبرترين بازاريان تهران را بر خود دارد. عروس و داماد در پائين كارت عروسى، نشانى سايتى را گذاشته اند كه به مدت يك هفته، فيلم نامزدى آنها را مى توان در آن ديد، بچه هاى ديجيتال، پدران نيمه سنتى، عروسى خود را با هفت دوربين تصوير بردارى ثبت كردند و فقط براى فيلمبردارى و عكاسى آن ۲۷۰ ميليون ريال وجه رايج مملكتى پرداختند. خبرنگار بيكارى كه اشتباهى پا به چنين مجالسى مى گذارد مى تواند سرانگشتى حدود ۴۰۰ سبد گلى را بشمارد كه سرتاسر باغ بزرگ محل برگزارى جشن را احاطه كرده است و...  در آن شب به ياد ماندنى عروس ۱۲ كليد در يك جاكليدى طلا از پدر همسر و تاجر خود دريافت كرد كه متعلق بود به يك خانه، يك باب ويلا در شمال، يك دستگاه زانتيا، يك باغ در حاشيه كرج و... بقيه اش را شما بشماريد      

•••
ماحصل ازدواج يك كاريكاتوريست و يك گريمور مى تواند به جاى جشن عروسى، يك بالماسكه باشد. خيالتان راحت است كه هيچ كس شما را نمى شناسد. اينجا هاليوود نيست، يك سالن اسم و عنوان دار در وسط همين شهر بزرگ است كه ميزبانان،  از باب روكم كنى، خواسته اند كه هيچ چيز شان شبيه هيچ چيز ديگران! نباشد. كارت عروسى، براى شما ايميل شده است و شرايط شركت در آن به طور شفاف و كامل توضيح داده شده است. استفاده از لباس هاى ترسناك ممنوع است. برنامه!! راس ساعت مقرر شروع مى شود!!! و... تنها چيز خوشمزه اين بالماسكه شام ۲۶ قلمى آن بود. راستى چند تا غذا مى شناسيد؟
!

سالنى براى ازدواج     
ايرج باباحاجى: اگر از هتل ها و مخارج چند ميليونى آنها بگذريم، مى توان براى برگزارى يك مراسم متوسط و آبرومند از سالن ها و تالارهاى داخل شهر استفاده كرد. تالارهايى كه بسته به موقعيت و منطقه اى كه قرار گرفته اند پول و هزينه دريافت مى كنند و نوع خدماتشان را هم همين منطقه جغرافيايى تعيين مى كند. تالارهاى جنوب شهر و شمال شهر از لحاظ قيمت و نوع خدمات تفاوت فاحشى دارند. ممكن است يك عروسى با يك نوع غذا مثلاً يك پرس چلوكباب سروته اش هم بيايد و در يكى نيز سه يا چهار نوع غذا و ژله و سالاد و دسر و هزار مدل رنگارنگ ديگر كه باز هم به بافت منطقه و جمعيت ساكن ارتباط دارد. اما با تمام اين تفاسير برگزارى يك عروسى ساده و آبرومند در يكى از تالارهاى مركز شهر از حدود ۸۰۰ هزار تومان تا يك ميليون و نيم هزينه برمى دارد. تازه بايد از تعداد مهمان هم غافل نشويم. يادم هست يكى از دوستان براى مخارج عروسى خود در يكى از تالارهاى خيابان فاطمى با حدود ۴۰۰ مهمان يك ميليون تومان هزينه كرد و يك نوع غذا نيز ارائه دادند، علاوه بر اين مخارج هزينه هاى ميوه و شيرينى نيز جداگانه بود، كه توسط خانواده داماد خريدارى و به تالار داده مى شد، تا سر ميزها چيده شود، از هزينه خواننده و شعبده باز و ماشين عروس و فيلمبردار نيز گذر مى كنيم.    
تازه بعد از همه اينها مهمان ها مى خورند و مى روند و ايراد مى گيرند . داماد مى ماند و ده ها قسط و وام هزينه شده، كه از فرداى عروسى بايد در دو يا سه شغل سه شيفته بكوبد و قسط بدهد، با آنهايى كه از روى

مثله " شب زفاف كم از شب پادشاهى نيست به شرط آنكه پسر را پدر كند داماد " كارى نداريم، كه حكايتشان اظهر من الشمس است اين گزارش براى قشر متوسطى است كه كارى و شغلى دست و پا كرده اند و با هزار اميد و آرزو به دنبال سقفى و سرپناهى مى گردند، تا با شريك انتخاب شده خود و دريافت وام ازدواج به کمک يكديگر مراسمى ساده برگزار كنند و به دنبال زندگى شان بروند كه در اين ميان بعضى از جوانان استخدام شده در وزارتخانه ها مى توانند از تالارهاى وابسته استفاده كنند و مشمول تخفيفى شوند كه در حقيقت تخفيفى در قيمت وروديه است وگرنه پول غذا و ميوه در تمام سالن ها يكسان است. از تالار و سالن كه گذر كنيم به باغ و باغچه مى رسيم كه آن هم رتبه بندى و درجه بندى دارد و باغچه هاى پارك چيتگر و لواسان و فشم و شهريار قيمت هاى مختلفى دارد.  از اين موضوع هم نبايد غافل شويم كه كاربرد باغ و باغچه فقط در فصل تابستان امكانپذير است و مديران باغچه ها نيز از اين موضوع غافل نيستند و هزينه ها را تا جايى كه مى شود بالا مى برند.

 

 

ali alex|| ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ



خانه
آرشيو
پست الكترونيك

لينک‌هاي مرتبط
چهارفصل
ازدواج موفق
روی خط عشق
پسران مریخی و دختران ونوسی
اخلاق زناشويي
پست شروع
سؤالات اساسی برای خواستگاری
دلايل بد براي ازدواج
روش سنتی و روش مدرن انتخاب
پرى دريايى و ماهى قرمز تنگ و ...
ازدواج عاشقانه دانشجويی


پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
persianpixel
persianblog fans

 
   
  پرشين‌بلاگ