سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همیشه جدی با مهمترین مساله ی زندگی خود روبرو شوید.

 

یه پسر 22 ساله داره به ازدواج خودش فکر می کنه. می خواد بدونه که چرا همه ی آدم های دور و برش از ازدواج اینقدر بد حرف می زنند.هيچوقت نمی گن هر چی دير تر ازدواج کنی دير تر عشق واقعی رو تجربه می کنی.......... عشق يه نيازه ولی نبايد الکی خرجش کرد.

 

از نظر من ازدواج پس از زمانی که کسی از لحاظ فکری آمادگی پذیرش احساس مسئولیت را پیدا کرد بهترین وسیله برای رفتن به سمت کمال می باشد.

این زمانی است که فرد می خواهد  به آرامش قلب برسد. پس از بهترین طریق سعی می کند تا شناخت بهتری از اطرافیان و نزدیکان خود در محیط کار و دانشگاه و... پیدا کند.

ولی چون معمولاً تا قبل از جدی شدن مساله هیچ تجربه و مطالعه ای نداریم ، معمولاً پس از بدست آوردن چند تجربه ی نا مناسب تازه به فکر یافتن راه درست می افتیم.

البته قبول دارم که این وادی، وادی تجربه است. ولی اگر بدانیم پرتگاه کجاست بیشتر احتیاط خواهیم کرد. 

 

ازدواج ، یک نیاز فطری و ضرورت حیات اجتماعی و بستر آرامش و رشد و شکوفایی وجود انسان است.

 

يا خالق عشق

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
بسام

آغاز