کامنت ها

نويسنده: ali

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 23:50

سلام ... من چند تا مطلب آماده دارم ولی منتظرم تا بحث به جاهای خوب‌تری برسه بعد برم سراغ اونا .. ولی سعی می‌کنم هفته ای يک بار آپ کنم .... فعلاْ .. ياحق

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  www.raheparvaz.persianblog.ir

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: Kambiz

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 23:31

Salam-Bahsa kheyli Jaleb o Bahal shode, man ke daram hesabi estefade mikonam. Khanoome B.M.M. , On ketabi ke goftid bayad ketabe Jalebi bashe, Mishe bazam Nokate mohemesh ke toosh neveshte ra ba oon ghalam zibatoon (ke too sargozasht Emad didam) baramoon bebenisid, man inja be oon ketab dasresi nadaram, ye nafar ham dare too veblog Merikhi-Venusi, On ketab ra kholase mikone.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 23:29

درسته ... هر دوی ما داريم يک حرف رو به صورت های متفاوت ميگيم. حتما من منظور شما رو اشتباه درک کردم.اميد وارم اين تفکر رو هميشه حفظ کنيد

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 19:43

۳ )نيازهای زوجين مکمل هم هستند .... همه ی امور دو طرفست ... اگر به دوست داشتن نیاز داریم، پس به دوست داشته شدن هم نیاز داریم (من این طوری فکر می کنم حتی ممکنه توی این زمینه خود خواه هم باشم !!!یعنی فقط من!!!..)

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 19:32

۲)جناب *ب.م.م* با بعضی از صحبتاتون مخالفم ... منم اول مثل شما فکر می کردم وگفتم که نبايد در تنهايی به ازدواج فکر کرد... اما با جوابی که جناب*alex* داد ، متوجه اشتباهم شدم .... اون تنهايی که من فکر می کردم وشما فکر می کنيد با تنهايی توی متن متفاوته!!!اين رو بايد بدونيم که نياز هميشه ناشی از کمبود نيست ...گاهی اضافه شدن چيزی موجب ايجاد يک نياز می شه ...اين تنهايی بخاطر کمبود نيست بلکه بخاطر توانايی ها و احساساتيه که فرد در طول زندگی کسب کرده... وقتی تواناییه یادگیری رو کسب کنید نیاز به یادگیری ایجاد می شه وعدم توجه به این نیاز انسان رو آزرده می کنه... فرد وقتی تواناییه ازدواج کردن رو پیدا می کنه ... نیاز به ازدواج درونش ایجاد می شه و چون ازدواج يه امر دو نفرست ... نبود نفر دوم موجب احساس تنهايی می شه.....این تنهایی همون احساسیه آزاردهنده ایه که طبق *قرآن* با ازدواج به آرامش تبدیل می شه....

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 19:29

سلام ... ۱)جناب *amir* : با تحويل گرفتن احساسات موافقم ام و اينکه هيچ نيازی رو نبايد سرکوب کرد، اما از راه درستش ( مثل همون چيزی که توی اسلام ديده می شه)....

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: از طرف ب.م.م

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 9:46

7. پر کردن خلاء های احساسی و روحی خود: ادم ها قبل از ازدواج باید یاد بگیرند که چه طور میتونند خلاء های درونیشون رو پر کنند . درسته که احساسی که عشق به ادم میده یک اشتیاق روحی و سرتاسر لذته اما ازدواج برای دست یابی به این احساس پوچ و بی معنی خواهد بود. در ازدواج بخشیدن عشق باید دو طرفه باشه و اگه کسی خودش تشنه باشه نمیتونه چیزی ببخشه . اگه احساس تهی بودن میکنید هیچ کس حتی کسی که شما رو خیلی دوست داره نمیتونه خلاء روحی شما رو پر کنه. امید وارم اون حس تنهایی باعث نشه هیچ جوونی وارد رابطه بشه و بعد ببینه حتی عاشق بودن هم برای پر شدن اون کافی نبوده. چیزی که من بهش عقیده دارم اینه که باید اول سرشار بود از عشق از محبت از اعتماد به نفس و بعد به این خاطر ازدواج کرد که به دنبال کسی هستیم که بهش عشق بورزیم نه دنبال کسی که ما رو دوست داشته باشه.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: از طرف ب.م.م

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 9:46

4. عدم توجه به زندگی خود: این معمولا در افرادی شایع هست که روحیه های شدید و غیر منطقی کمک به دیگران رو در سر دارند. و باعث میشه با کسایی ارتباط برقرار کنند که به نوعی نیاز به کمک دارند. 5. اجتناب از بزرگ شدن:این دسته بر خلاف دسته ی قبل نیاز به یک حامی یا تکیه گاه دارند کسی که بتونه از اونها مواظبت کنه و دنبال کسی هستند که فقط قوی باشه. 6. احساس گناه: معمولا در دوستی های بین دختر و پسر دیده میشه . یکی از طرفین به ازدواج مایل نیست اما به خاطر اینکه نامردی نکنه تن به ازدواجی میده که میلی بهش نداره. یا به این نتیجه رسیده که دوستش اون کسی نیست که برای زندگی احتیاجش داره اما برای اینکه احساسات اون رو جریحه دار نکنه باهاش ازدواج میکنه.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: از طرف ب.م.م

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 9:45

این متن چکیده ای از کتاب ((ایا تو گمشده ام هستی )) هست. دلیل اینکه اینو اینجا میارم اینه که فکر میکنم احساس تنهایی دلیل جالبی برای ازدواج نخواهد بود. هر چند غیر قابل اجتنابه. ولی باید رو این مسئله بیشتر تامل کرد. در این کتاب در فصل سوم در مورد دلایل نا درست عاشق شدن و ازدواج صحبت شده. و اونها رو توی چند مورد به صورت تیتر اورده. 1. فشار: که خودش شامل چند مورد میشه. مثل سن خانواده دوستان و غیره. در این بحث اشاره شده که این عوامل ممکنه یک نفر رو تحت فشار بذارند و باعث بشند که اون نتونه تصمیم درست اتخاذ کنه. 2. تنهایی و استیصال: که بحثی هست که دوست اسمونی مطرح کردند. وقتی احساس تنهایی میکنید و به تنگ امده اید احتمال ان که انتخاب های ضعیفتری بکنید بالا میرود و در نهایت سر از روابط سردی در خواهید اورد که ارضا کننده نیست. 3. گرسنگی جنسی: که توی کشور ما این نوع ازدواج ها کاملا متداوله. مثلا پسر میخواد بره یه شهر دیگه کار کنه یا درس بخونه و زنش میدن برای اینکه یه وقت به راه خطا نره.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: alex

دوشنبه، 14 آذر 1384، ساعت 9:39

سلام... احساسات دوران نوجوانی احساساتی ناپاک نيستند. از اونجايی که هيچی بذات هيچ معنی ای نميده ٬ اين ما هستيم که به احساسات دوران نوجوانی معنی و مفهوم خوب يا بد ميديم. موافقم که حس تنهايی به موجب تغييرات ما از بعد از دوران نوجوانی بوجود می‌آيد ولی فکر می‌کنم به خيلی چيزهای ديگه هم وابسته است. نظر شما چيه؟ ...... يا حق

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  http://raheparvaz.persianblog.ir/

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

يكشنبه، 13 آذر 1384، ساعت 19:57

مثل اينکه امير اقا يه کمی عجله دارند. ما اينجا ميخوايم راجع به اين بحث کنيم که ارتباط برير يعنی چی؟ و فکر نميکنم کسی اين نظر رو داشته باشه که بايد احساسات دوران نوجوونی رو تحويل گرفت...دوستان نظر شما چيه؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: amir

يكشنبه، 13 آذر 1384، ساعت 18:37

چه وبلاگه باحالیه خوشم اومد//بهتره آدم برای پری دریایی تلاش کنه تا ماهی قرمز تنگ نصیبش بشه//از دوره ی نوجونی به بعد یه نیاز روحی و جسمی به جنس مخالف در انسان ایجاد می شه که اگر تحویلش نگیری می شه همون تنهایی//یا علی

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: setare

يكشنبه، 13 آذر 1384، ساعت 12:54

اين تنهايی يه حس غريبه... که حتی می شه با وجود اينکه افراد زيادی در نزديکی ما باشنداما اين حس هم چنان وجود دشته باشه يا اينکه حتی عميق تر هم بشه...نمی دونم اين تنهايی رو چه جوری می شه از بين برد اما به نظرم بهتره از کسانی کمک بگيريم که اين حس تنهايی رو يکی براشو پر کرده....

E-mail:  setareh_928@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

شنبه، 12 آذر 1384، ساعت 21:2

سلام...بحث داره جلب می شه !!!حالا که از تنهايی می گيم بياييد تعريفش کنيم...اصلا اين تنهايی که نياز به ازدواج رو مشخص می کنه:چیه؟؟ چه جوريه؟؟چه طوری می شه فهميد اين تنهايی به سراغت اومده ؟؟؟ ......... نمی دونم شايد اين احساسی که تقریبا خيلی هامون داريم همون تنهايی باشه....اينکه: ديگه تنهايی از پس مشکلاتمون بر نمی آييم!!!با وجود علاقه زياد به مامان و بابا ولی يه جورايی نمی تونيم باهاشون زندگی کنيم (استقلال)!!!نياز به يه سنگ صبور!!!نياز به يه همراز!!!نیاز به یه تکیه گاه!!!نياز به يه کسی که از همه بيشتر دوستش داشته باشی و از همه بيشتر دوستت داشته باشه!!!نياز به يه همراه برای يه پرواز!!!و شايد نياز به.... اگه دوست داشتيد توی تعريف اين تنهايی کمکم کنيد.... ***آسمونی باشید***

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: alex

شنبه، 12 آذر 1384، ساعت 9:10

۲) تنهايی نياز رو برای فرد مشهود می‌کنه. اگه نياز بوجود نيامده باشه و انسان از سر سيری به کار اقدام کنه ٬ اون موقع زياد به کاری که می‌کنه توجه نمی‌کنه. مثه حذيثی می‌مونه که ميگه تا گشنه نشدی غذا نخور. ما روبات و ماشين نيستيم که نيازمون مکانيکی حل بشه. ... يا حق

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  http://raheparvaz.persianblog.ir/

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: alex

شنبه، 12 آذر 1384، ساعت 9:6

سلام ... ۱) هميشه برای اينکه بتونيم يه مطلبی رو کامل و جامع بگيريم نياز داريم که اونا از همه جوانب بسنجيم . پس نگاه کردن به موضوع از ديد راحت‌تر هم مناسبه. گاهی زياد دربند معيارهای سخت خودمون گير می‌افتيم. شايد هم بشه اين مطلب رو جور بهتری گفت که توکل کن ٬ تلاش کن ٬ بعد چشمت رو ببند و بپر. اگر هم افتادی اينجا تو زياد مقصر نيستی!!!

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  http://raheparvaz.persianblog.ir/

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: setare

شنبه، 12 آذر 1384، ساعت 0:47

درسته که برای پریدن از دریا باید چشمامونو ببندیم اما این موقعی جواب می ده که با تمام وجود اینو درک کرده باشیم که وقتی چشمامونو باز کنیم از دریا گذشتیم...ولی به نظر من رسیدن به این درک واقعی کار آسونی نیست...و این موجب نگرانی برای تصمیم گیری می شه....

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: Kambiz

جمعه، 11 آذر 1384، ساعت 21:24

Salam Matn jalebi bood, estefade bordam kashke bishtar !!!!!!mineveshtid dir be dir update mishe

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

جمعه، 11 آذر 1384، ساعت 20:23

متن جامع و پسنديده ای بود. اما من هم يه کمی مثل دوست اسمونيمون بر اين اعتقادم که نميشه گاهی وقتا دل به دريا زد. و بازم اين نکته رو اشاره ميکنم که اين حالت گاهی هم باعث ميشه ادم بهترين موقعيت ها رو از دست بده...! بايد تعادل رو رعايت کرد. اين مهمترين نکته است.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

جمعه، 11 آذر 1384، ساعت 3:50

سلام...متن قشنگی بود فقط چند تا اشکال داشت: ۱)بايد بدونيم ازدواج يک فرآيند برگشت ناپذيره و برای اکثر افراد هم فقط يک بار اتفاق می افته....پس نبايد اون رو سطحی گرفت.... ۲)جوانی بهترين دوران برای ازدواجه...نکنه از ترس از دست دادن اين دوران همه ی زندگی رو به باد بديم... ۳)قبول دارم سخت گيری در ازدواج اشتباهه ، اما مطمئن باشید سطحی نگری اشتباه بزرگتريه ....فرد ميان سالی که ازدواج نکرده به مراتب از فردی که ازدواج نا موفق داشته خوشبخت تره ...اون حداقل امید داره... ۴)عکس متن معتقدم نباید توی مواقع خاص (مثل تنهایی که پدر آدم رو در می یاره ) برای ازدواج تصمیم گرفت...چون در این مواقع دل زورش از عقل بیشتره و اون رو زمین می زنه!!! در صورتی که ازدواج باید عاقلانه باشه نه از روی احساسات ..... ۵)دروغ سفید مال بعد ازدواجه ، قبل ازدواج باید واقع بین بود.... 6)آینده نگری با ترس از آینده کاملا متفاوته...این ترس از آینده است که هم حال و هم آینده را خراب می کنه...***آسمونی باشید***

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

/ 0 نظر / 11 بازدید