سلام

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 ميلاد مسعود افتخار ما ٬ پناهگاه آمال و آرزوها و رنج ها و مشکلاتمان٬ آقا علی بن موسی ارضا بر تمامی شما عزيزان مبارک باد

 

امروز می خوام یه مبحثی رو شروع کنم که به نوبه خودش دریایی از بحث و درگیری رو با خودش یدک می کشد.

این مبحث از اون مباحثی است که ما کلیاتی را به شما ارائه می نماییم ولی یادتون باشه هیچکدام از مطالب نقل شده کامل و جامع نیست. این شمایید که باید با اینها مثل ابزار برخورد کنید و راه درست را برای خودتان انتخاب کنید. از دوستان می خوام که تو این بخش مشارکت بیشتری داشته باشند. چون می خواهیم ضعف ها و قوت های سیستم های انتخاب همسر موجود را بررسی کنیم و در نهایت بهترین مدل برخوردی را استخراج کنیم.

این مطالب بر اساس دید و تجربه و مطالعات من شکل گرفته. امیدوارم با کمک شما بحث را کاملتر کنیم.

 

 

 

آسیب­شناسی روش­های انتخاب همسر

 

روش­های انتخاب همسر را می توان به دو روند کلّی تقسیم کرد:

  1. روند سنتی

در این روند اصالت با خانواده و شرایط محیطی است و فرد در اولویت دوم و بلکه چندم قرار می­گیرد.

 

  1. روند مدرن

در این روند اصالت با فرد و خصوصیات رفتاری است و خانواده در اولویت چندم قرار می­گیرد.

 

هر کدام از این دو روند دارای رویکردهای موثر و غیر موثر هستند. اگر به طور دقیق و کارشناسی به هرکدام نگاه بیندازید در هرکدام ضعف­ها و قوت هایی می یابید. این شمایید که بالاخره باید از این روش ها استفاده کنید.

در روند سنتی از روش خواستگاری رسمی و چند باره استفاده می شود. گاهی افراد قبلاً همدیگر را اصلاً نمی شناخته اند و گاهی هم می شناخته اند. گاهی هیچ عشقی قبل از ازدواج وجود نداشته و گاهی هم وجود داشته. خانواده ها تاثیر زیادی در انتخاب یا عدم انتخاب فرد دارند. احتمال تقلب در ازدواج به مراتب در روش پایین میاید . چون با رسمی کردن مراسم خواستگاری، فرد باید به طور جدی تمایل به ازدواج داشته باشد تا پا پیش بگذارد.

در روند مدرن معمولاً کمتر ازدواجی است که بدون عشق و تمایل شروع شود و البته این نسبت در عشق بعد از ازدواج چندان برابر نیست.

هر دوی این روندها دارای اشکال غلط و بسیار خطرناک هستند. همانطور که بی توجهی به شناخت طرف مقابل در روش سنتی می تواند مضر باشد، ارتباط های غیر منطقی قبل از ازدواج در روش مدرن می تواند زندگی را از هم بپاشاند.

پس باید با دیدی جامع هر دوی آنها را بررسی کرد.

 

این داستان کلّی ادامه دارد .......

 

یا حق

 

 

 

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
محمود

خوب من الان چي‌بايد بگم؟ تا بقيه اش رو ننويسي كه نميشه چيزي گفت. منم مي‌دونم كه اين دو تا روش و رويكرد وجود داره و مي‌خوام يكيش رو استفاده كنم . پس بنال.

*ye asemooni*

سلام... اولا :با کمرنگ شدن عشق شديدا مخالفم!!!! فقط شکلش عوض می شه که اونم طبيعيه ... وقتی کنار کسی هستيد که دوستش داريد هيچ وقت به جدايی فکر نمی کنيد .... دوما اينکه :چرا همه فکر می کنيد عشق قبل از ازدواج يعنی گذشتن از خط قرمز ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ***آسمونی باشيد***

Saransary

منم همینو میگم: چرا همه فکر می کنيد عشق قبل از ازدواج يعنی گذشتن از خط قرمز ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

setare

و البته منم موافقم.....عشق قبل از ازدواج از نظر من حتی ميتونه ضروری هم باشه... (البته نه هميشه)

ب . م .م.

اما حالا توقعات همه از زندگی بالا رفته. دیدگاه ها متفاوت شده. دیگه همه میدونند با 40 دقیقه حرف زدن نمیشه 40 سال زندگی کرد. دیگه نه مرد یه موجود دیکتاتور مطلق و زورگوی خونه است و نه زن یه برده ی زیر دست و تو سری خور. حالا هر دو..دختر و ÷سر به دنبال بهتر شدن هستند اما چه جوریش رو هنوز کسی درست نمیدونه. از یه طرف اون ازدواج سنتی جواب گو نیست از طرف دیگه فرهنگ جامعه نمیتونه ارتباط های قبل از ازدواج رو قبول کنه. انگار در صد صداقت ها در صد اعتماد ها درصد انسانیت ها اومده ÷ایین. این موضوع خیلی موضوع جالبیه. ممنون که مطرح شد. شاید حد اقل من یکی که توی تضاد فکری هستم بتونم این وسط به یه تعادل فکری برسم.

ب . م .م.

گاهی واقعا این موضوع برام سنگین میشه. هر چی میسنجم میبینم ما نسلی هستیم که بین مدرن بودن و سنتی بودن گیر کردیم. توی هر دسته که بریم بازنده ایم. ازدواج های سنتی مال یه موقعی بود که هدف زناشویی فقط این بود که زن و مردی کنار هم قرار بگیرند و بچه دار بشند. و بعد هم بچه هاشون ازدواج کنند و نوه دار بشند و بعد هم بمیرند. هیچ هدف خاصی توی شروع یک زندگی مشترک دیده نمیشد. اگه کسی دم از تفاهم و تشابه و تناسب میزد بهش میخندیدند. و به قول خودشون هم خوب زندگی میکردند و هیچ وقت هم کار به طلاق نمیکشید. وقتی تو عمق این مسئله بریم میبینیم که واقعا زندگی هم نمیکردند. نه عشق معنی داشت نه شاختن دونفره ی اینده نه برنامه ریزی واسه رسیدن به مدارج بالاتر... اینا همه ش شعر بود. واه این که دو نفر با هم ازدواج کنند میرفتند مینشستند یک ساعت حرف میزدند بله برون میکردند فردا شب هم عقد کنون بود و دو ماه بعد مراسم عروسی اجرا میشد.

ali

سلام..... درسته که ذات عشق قبل از ازدواج مشکلی نداره و هیچ ربطی به خط قرمز هم شاید نداشته باشه ٬ ولی اگهtrack کنين نمونه های مختلف عشق قبل از ازدواج رو٬ می‌بينين که بالاخره يه جاهايی اين خط قرمزها رد شده اند. يادمون نره عشق يه محبت يا علاقه خشک و خالی نيست. عشق گرمه. گرمی يه عشق بايد از طريق کانال‌هايی که براش خدا تعبيه کرده بوجود بياد. سطح پايينش با صحبت کردن ميشه. ولی کسی که به يه جايی تويه يک رابطه برسه٬ برای اينکه فشار عشق رو کم کنه ٬ رو به توجيح مياره. بعدش هم کم‌کم خط قرمزها کمرنگ ميشه و ...

ali

جمعه داشتم قسمت دوم مطلب رو می‌نوشتم .. يه مشکلی پيش اومد يه خرده کارم عقب افتاد. فعلاْ همين بحث رو ادامه بديم. ايشالا زود بقيه اش رو می‌گذارم رو وب. ..... يا حق

*ye asemooni*

سلام... منم قبول دارم که عشق گرمه.... اصلا قشنگيش به اينه ، اگر قرار بود فشار عشق نباشه ، انوقت ديگه خط قرمز معنی نداره، ديگه کسی تن به ازدواج نمی ده.... اون خدايی که کانالهايی رو برای به وجود اومدن عشق قرار داده ، راهی هم برای خارج کردن اين کانالها از خط قرمزها قرار داده .... اون خدا صبر رو هم آفريده... اين عشق قرار نيست برای هميشه عشق قبل ازدواج باشه .... >>>>>اصلا اين عشق برای اين به وجود اومده که شما اون رو به همراه معشوقتون به عشق بعد ازدواج تبديل کنيد و اون رو پايه ی زندگيه مشترکتون قرار بديد<<<<< (اين عشق بايد يه عشق با دلايل عقلی باشه وگرنه به وجود نيومدنش بهتره) ***آسمونی باشيد***

ب . م .م.

منتظر پست بعدی هستيم...