عشق از اون طرف ممنوع؟

 گذری بر فیلم "دختر ایرونی"

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

این فیلم رو که دیدم غیر از جلوه های

ویژه فیلم (هدیه تهرانی) نکات دیگه ای

 هم داشت که ارزش فکر کردن رو

می تونست داشته باشه... منظورم

شروع عشق احمقانه پسره نیست.

  از اون جایی جالب شد که اون دختره (مژگان ربّانی) می خواست خودکشی کنه.  دختری که جوونیش گذشته بود و به حدود 30 سالگی رسیده بود، خواستگارهای اندکی رو هم که براش می آمدند ، دوست نداشت . فردی رو دوست داشت که از شانس بد اون بهش توجهی نمی کرد (حالا یا مثل نیما بود و یا تا بحال بهش جدّی فکر نکرده بود) و دختر دچار افسردگی شده بود...... براساس تحقیقات من، این دوست نداشتن و یا بی توجهی طرف مقابل نیست که انسان رو زجر میده ، بلکه نامعلوم بودن عاقبت خودمونه که تمام فکر و آرام و قرار ما رو می گیره. اگه یه دختریا پسری بفهمه که طرف مقابل به دلایلی ( که حتی چندان مهم نیست . بالاخره هر کی شرایط و معیارهایی برا خودش داره. مثلاً یکی مذهبی بودن، همشهر بودن، چادری بودن، تحصیلکرده بودن، از خود چند سال بزرگ یا کوچکتر بودن، از فامیل بودن، وضعیت مالی و طبقاتی خانواده و ...) بهش فکر نمی کنه و در معیار های اون قرار نمیگیره و نمره نمیاره، خیلی راحت! و پس از گذشت زمان می تونه آرامش خودش رو بدست بیاره و زندگیش رو طبیعی پیش ببره.دنیا که به آخر نرسیده. یکی دیگه. البته استثنا هم پیش میاد ( به قوله یکی از دوستان که می گفت دلیلی نداره که حتماً دوتا آدم خوب باهم ازدواج کنن. حتی اگر حرف هم رو هم خیلی خوب بفهمن....... فهمیدین؟)

کسی رو میشناسم که توی یک بیقراری عاطفی کارش به بیمارستان و سرم و قرص های آرام بخش عصبی نیز رسید ، فقط به این دلیل که نمی دونست اگه به یه نفر نگوید که به اون هم فکر میکرده و به اون شانس رقابت نداده باشه، شاید تا آخر عمر خودش رو نبخشه!!! همه مشکل اینجا همون توهم گناه و بلاتکلیفی بوده!

البته عشق هم میتونه این کار رو بکنه و به قوله معروف:

IF YOU KEEP SOMETHING AS COMPLICATED AS LOVE STORED UP INSIDE…..IT CAN MAKE YOU SICK

 

امّا میرسیم به بحث اصلی . . . به نظر روانشناس­ها ،دخترها هم در ازدواج و انتخاب کردن همون حقی رو دارند که پسرها دارند. سندِ حقّ انتخاب کردن که به نام پسرها نخورده! . . .  چرا یک دختر، مثلاً بدلیل شرایط خانوادگی یا شغل پدرش ، یا اینکه اهل فلان شهر هست و تمام خواستگاراش  از همون شهر میان ، نتونه با یه آدم دیگه از یک شهر دیگه ازدواج کنه؟! ... آدمی  که احتمالاً اون رو بیشتر از همشهریهاش میشناسه؟

چرا یه دختری که مثلاً مسیحیه فقط باید با یه مسیحی ازدواج کنه؟ در حالیکه وقتی با انصاف با اسلام و عرفان اسلامی روبرو میشه می بینه که چنین رابطه ای با خدا نه تنها چیزی کمتر از مسیحیت نیست بلکه... حال اگر این دختر از یک پسر مسلمون خوشش بیاد ( البته خُب کسی که کُفو ِش باشه) و این علاقه دو طرفه باشه، چرا نباید با هم ازدواج کنن؟ (فیلمه دیدار رو یادتونه؟ خیلی باحال بود)

البته تمام این شرایط میتونن به نوبه خودشون بسیار پیچیده بشن!!! من کاملاً خطی و ساده با موضوع روبرو شدم. یعنی مثلاً اون دختر شهرستانیه هم نباید توقّع داشته باشه که روی هر پسری که دست گذاشت طرف قبول کنه؟! باید بدونه که داره وارد یه رقابت بسیار سنگین و خطرناک وارد میشه. یه قماری که فقط یه طرفش برده و نه هر دو طرفش.... فهمیدی فهمیدی؟( با حرکت نوک دماغ  عملکرده)

امّا مهمترین بخش فیلم زمانی بود که هدیه تهرانی با خانوادش رفتن خونه امین حیایی ( که فهمیده بود اونا بخاطر پول باباش اومدن). اونجا امین حیایی یه جمله گفت که نتیجه تمام این بحث ها توش بود.. اونجا گفت: "می دونی چرا پسرها میرن خواستگاریه دخترها؟ برای اینکه یه پسر جنبه نه شنیدن رو داره. ولی یه دختر هیچوقت نمی تونه جواب نه رو تحمّل کنه!( تو این مایه ها بود).. یه دختر اگه غرور یک پسر رو بشکنه اتفاق خاصی نمی افته ولی اگه یه پسر چنین بلایی رو سره یه دختر بیاره ، اون دختر همه چیز براش تموم میشه . حتی امکان داره دست به خودکشی بزنه!!!!

 

وایسین بابا .. با شما دخترها هستم . حالا راه نیفتین همین فردا جمعه نفری یه دسته گل بگیرین با خانواده برین دم خونه پسره ها!!!! اگه دختری می خواد چنین کاری کنه راه و چاه داره.

«راهکار»

 فکر نکنین شما اولین موجوداتی هستین که می خوان غیر متعارف عمل کنند. پیامبر خودمون خیال کردین تک ازدواجش که با عشق شروع شد چجوری بوده؟  حضرت خدیجه که از پیامبر بزرگ تر بوده از ایشون خوشش میاد(نه واسه خوش تیپی! واسه آدم و امین بودنش) بعد یه نفر رو واسطه میکنه تا غیرمستقیم( دقت کنین.. خودش رو ضایع و بی­آبرو نمی­کنه) نظر پیامبر رو واسه ازدواج باهاش بپرسه و پیامبر رو راغب کنه (یادتون نره که احتمال موفقیتش زیاد نبوده). وقتی پیامبر هم ابراز تمایل میکنه، اونوقت این پیامبره که با هدایت اون واسطه هه به خواستگاری میره. حالا اگه پیامبر راضی به این وصلت نبود و همون اول به واسطه ها می­گفت که "نه . نمی­تونم. مثلاً سنش زیاد یا هرچی ، اونوقت جریان همون جا تموم می­شد.

 اون داستانی که دیدین تو اون فیلمه  دختره رفت خواستگاری و آخرش ختم به خیرشد ، اولاً فیلم بود ، دوماً پسره قبلش عاشقه دختره شده بود. یعنی احتمال اینکه یه پسر جواب رد بده بعدش کوتاه بیاد و اونم عاشقه دختر بشه خیلی کمه.

به قوله روانشناسه هزار راه نرفته که می گفت : ما وقتی می بینیم بین دو نفر تنفر حاکمه باز هم امید داریم که کار درست بشه ، ولی اگر کار به بی تفاوتی برسه دیگه امیدی نیست... برا همینه که میگن جنسه عشق و تنفّر یکیه!!!! دقت کردین؟ حالا فهمیدین چرا عشق هایی که شکسته میشه جاش تنفّر میشینه؟

پس یادتون نره اولین قدم تو غیر متعارف عمل کردن، غیر متعارف منطقی بودنه.

 

 

 

روی چند تا مطلب دارم فکر می کنم و افکار گذشته و مطالعاتم رو جمع بندی می کنم. یکی بررسیه روش های مختلف انتخاب همسر(سنتی و جدیده)، دیگه روی مفهوم مهریه و حق و حقوق زن در عقد ازدواج و اون 24 امضایی که جدیداً از مردهای بدبخت (که از ترسه آبرو و پولی که خرج کردن) میگیرن ،همچنین رویه  دوست داشتن و دوست داشته شدن، انتخاب کردن و انتخاب شدن و ....

این فکر کردن ها چیز عجیبی نیست. به نظر من برا همه لازم و ضروریه.  پس فردا نگین این علی کارش تمومه و از این حرفا ها!!! 17.gifبدبختا من دارم برا شما علم و آموزش از خودم دَروَکنم (GENERATE). بیاین کمک کنین منم این وسط یه ذره بیشتر یاد بگیرم.

یادتون نره:  ازدواج آشه کشک خالست..... همون شتریه که بالاخره یه روز در خونه یا نشد روی همتون میشینه!!!! 03.gif

 

 

اینم یه جک :

روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!04.gif

 

 منتظر نظراتتون هستم.

يا حق

 

/ 56 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Kambiz

Salam agha berim matlab baed. Avali soale man ine ke aya bayad ba eshgh ezdevaj kard ya inke bishtar ba mantegh migan baed az ezdevaj mamoolan eshgh az bein mire ama age ye zendegi ba mantegh shoro beshe baedesh ye eshghi ijad mishe ke kheyli kheyli mohkame nazare shooma chie? Khahesh mikoanm amighan bahs koonid

Kambiz

Ye pishnahaad ham bedam ghabool konid khaheshan. Migam chetoore bejaay inke matalebemoona too comment ha bezarim ,ke ham kootahe ham nemishe bahse Amigh kar too coment,, matalebe amighe khodemoona befresim baray Ali ke bezare to safhey asli weblog. Comment ha bashe faghat bara nazarate kootah, chetoore?

Ali S

اينم يه مطلب برا کامبيز که ديگه اينقد بيتبی نکنه! (اين مطلب را از يه جا کش رفتم اما يادم نيست کجا بود) شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چست؟" استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!" شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردي؟" و شاگرد با حسرت جواب داد: "هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم ." استاد گفت: "عشق يعني همين!" شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟" استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي!" شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم." استاد باز گفت: "ازدواج هم يعني همين!"

ali

سلام ... خيلی خوشحال ميشم اگه که مطالب پرورده و عميقی که دارين يا مينويسين رو برام بفرستين. حتماْ تو وبلاگ خواهم گذاشت (بوس برا کامبيز) .. در مورد alis هم بگم که آيا فکر می‌کنی اونی که اولين درخت رو آورد کار درستی کرد؟

Ali S

سلام علی ، من اينجور فکر نميکنم، گفتم که اين نظره من نيست! من فقط از يجا کش رفتم،

هابیل

اولا علی آقا تولدت مبارک بلا ما شیرینی می خوایما بعدم حرف در حالت کلی درسته ولی همیشه یه چیزایی تو زندگی آدما مانع برای کارها ست به قول شاعر تو سر آغاز منی رو به هر کسی نمی شه گفت انسان باید جوری حرکت کنه که حداقل خودشو نقض نکنه اول فکرو عقل بعد احساس و ... پس اگر انسان عاقلانه و با فکر به شرایط انتخاب کنه باید برای رسیدن به هدفش هر تلاشی کرد چون هر کس برای هدف خود حداکثرتلاشش رو میکنه وبرای رسیدن به هدفش ممکنه و حتما همه را رد خواهد کرد پس چرا من به هدفم بخاطر دیگران نرسم من برای هدفم هر کاری میکنم

سارا لهسایی

امروز داشتم توی ماشين راديو تهران رو گوش می کردم داشت قسمتی از شاهنامه را پخش می کرد داستان رستم و سهراب قبلا اين قسمت را بارها خوانده بودم ولی اين بار به موضوع جالبی بر خوردم وآن اين بود که تهمينه از رستم خواستگاری می کنه البته می دونم در اساطير زمانی بوده است که مادر سالاری بوده ولی ای کاش امروزه هم دختران به خودشان اين جرات رو می دادند که اگر کسی را دوست داشتند به او بگويند وحتی به او پيشنهاد ازدواج بدهند راستی (خطابم به آقايونه)اگر دختری از شما خواستگاری کنه چه واکنشی نشان می دهد و چه فکر ميکنيد

قامتیل پیر!!!

اون موقع ها که کلمبيا بودم دو اصل رو پذيرفتم: ۱:نبايد گشت بايد ماند!وقتی شد پسر يا دخترش فرقی نداره! ۲: زود دير مي شود! پس بی معنی و چرته که قانون گزارد!

ali

چرا بالا نمياد اين لا مصعب؟

بسام

با همتون موافقم راستی دیروز تولدم بود میدونید کیا تبریک گفتند ؟ هاکوپیان - همراه اول - بانک پاسارگاد !!!