روش سنتی دخترونه ۱

سلام به همه دوستان....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اول از همه از تمام کسانی که لطف کردن و يه مقدار از اون وقت گرانبهاشون رو برای پياده کردن ديدشون نسبت به اين جريان صرف کردن تشکر می کنم. به طور خاص از "yeasemooni" . "b.m.m" , "Golalak" , "natanaeil_a" و ديگرانی که هر طور بود مطلبشون رو به من رسوندن. <?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

اميدوارم با همکاری هم نتايج بهتری بگيريم.

اما بعد .....

اين دو تا متن يه جوری جامع حرفا بودن . اوليش از طرف ب.م.م اومده. لطفاْ خوب دنبالش کنين. يادتون نره که در مقابل نوشته ها دفاعی موضع نگيرين... اکی

دومين مطلب هم که بعد از اين (اون پايين) آوردم از طرف يه آسموونی نوشته شده. لطفاْ عجله نکنين و سر فرصت بخونين.. حق يارتون

.......................................................................................................................................

 

از علی آقا مثل همیشه به خاطر وقتی که می ذارن ممنونم. و اینکه واقعاً می بینم قراره توی این بحث ها به یه جایی برسیم.

 روش سنتی از دیدگاه دخترونه...

خوب آدم ها چه دختر چه پسر , افکار و عقاید متفاوتی دارند. من از دیدگاه دختری صحبت می ­کنم که خانواده ای تقریباً باز از نظر فعالیت های اجتماعی و دیدگاهی بسته و سنتی در مورد روابط دختر و پسر و ازدواج داره. شاید نکات ابهامی ایجاد بشه و بگید که این حرف کاملا متضاده. ولی این طور نیست. اگه توضیح بیشتری احتیاج بود بعداً می گم.

این دختر به خاطر روابط اجتماعی بالا و کنترل شده ای که داره دیدگاه هایی منحصر به فرد نسبت به ازدواج و جنس مرد که تا حالا باهاش تعاملات احساسی نداشته پیدا می کنه. از طرفی وقتی به روابط مدرن و آسیب های حاصل از اون برای دختر فکر می ­کنه ترس برش می داره و حاضر نیست وارد این چنین رابطه ای بشه و از طرف دیگه می دونه اون پسری که مادرش، براش دختر پسندیده با معیارهای مادر شوهر انتخاب شده نه با معیارهای پسر. گذشتن از زیر نگاه هایی که انگار اشعه ی ایکس و گاما دارند براش خیلی سخته ولی مجبوره لبخند بزنه و به روی خودش نیاره و فراموش کنه که تا از جلوی مامانه مهندس فلانی رد شد، خواهر طرف زد به پاش و گفت "قدش کوتاهه به هم نمی­خورن" ... توی این روش هر کس و نا کسی می تونه به خودش اجازه بده که دلال محبت بشه و هر جا یه دختر دم بخت و یه پسر یالغوز دید به هم بچسبوندشون.

اینجا حتی توی مراسم خواستگاری هم در حق دختر اجحاف می شه. چرا که مادر قبل از اومدن خواستگارا سفارش می کنه حرف نزنی ها ... چیزی هم ازت پرسیدن فقط با بله و نه جواب می دی!!!!... سرت و بالا نیاری ها. موهاتم بکن تو... نیام ببینم ماتیک زدی ها...(دختری که از آزمایش این طوری بیرون اومده و انتخاب شده، چی میشه؟ از همون اول فیلم بازی کردن!!! خدا به خیر بگذرونه)

مجلس خواستگاری مجلسیه که تمام نگاه ها متوجه عروسه و انگار داماد اومده سرویس جواهرات بخره و دارن بهش کمک فکری می رسونند و گوشزد می کنند که این خوبه ...نه اون یکی خوبه...همه ی رفتارها تحت کنترل هستن. همه مهربون هستن...همه به هم لبخندهای زورکی می زنند(گاهی از صد تا فحش بد تره) و به خاطر این که جلسه ی اوله نه عروس و نه داماد حق حرف زدن ندارند.(البته به خودشون هم مربوطه ها.. رو دار باشن یا خجالتی!!) پدرها و مادرها ملاک های خودشون رو مطرح می کنند بی توجه به این که ملاک جوون امروز ممکنه کاملاً با اونها متفاوت باشه. چیزی که تو ذهن دختر نقش می بنده اینه که اگه اون منو انتخاب کنه می تونم بله بگم...یا نه بگم....اما اگه من اون رو انتخاب کردم چی؟!!!! اصلاً آیا حق انتخابی برام هست؟ انتخاب از بین یک مجموعه ی اجباری ...! و بالاخره پدر و مادرها به تفاهم می رسن , به خاطر سطح فرهنگی همسان, تیپ ظاهری هماهنگ, و موردی که خیلی وقتا پدر عروس ها می گن....پسر خوبی بود.... نجیب بود.... ((نجابت! نجابت ! نجابت!!!))..... آخه نجابت یعنی چی؟ نه خداییش اون نجابت و از کجا تشخیص می دین؟؟؟؟؟ هر کی سر به زیر مگه نجیبه؟ بعضی ها سر بزیرن از بس بی عرضه و خجالتی هستن!!!!!

بعد از مجلس اول خانواده عروس منتظر می شینن تا ببینن آیا خانواده ی داماد باهاشون تماس می گیرن یا نه؟ اگه گرفتند که جلسه ی دوم برگزار می شه و می رسه به اونجایی که هفتاد درصد کار حلّه. و اگه زنگ نزنند دختر بیچاره از زندگی نا امید می شه . حتی اگه خودش از پسره خوشش نیومده باشه... این عجیبه نه؟ به خاطر این که می دونه این خانواده هم از دسته ی هزاران خانواده بودند که عقلشون به چشمشونه و با علم غیبی که داشتند توی 40 دقیقه تونستند بفهمند این دختر مناسب پسر عزیز دردونه اشون نیست.

تضاد چیزیه که زندگی دختری از این دسته رو پر می کنه....آیا باید به دنبال یک عشق رمانتیک باشم؟ آیا اگر وارد رابطه ای بشم می تونم بی آسیب به نتیجه برسونمش؟ هیچ تضمینی نیست....آیا باید باز هم به این فکر کنم که باید انتخابم کنند؟ ایا کسی که پدرم می گه مناسبه واقعاً می تونه برای من مناسب باشه؟ آیا همه چیز توی تشابه های ظاهری خلاصه می شه؟ در صورتی که دارم توی زندگی پدر و مادرم می بینم که هیچ وقت نشده به خاطر مسایل مذهبی با هم بحث کنند(!!!) , یا ندیدم داییم یتیم بودن زنش رو به رخش بکشه یا شوهر خاله ام به خاطر اثر سالکی که داره دیگه دوستش نداشته باشن....

چیزی که دیدم این بوده که همیشه همه جا چیزی که باعث اختلاف ها شده 1. عادت ها   2.سلایق مختلف  3.علایق شخصی  4.رفتارهای پایه ریزی شده در کودکی  و 5. رفتارهای عاطفی متفاوت که طرف مقابل رو راضی نمی کننه...

آیا این موارد چیزایی هستند که بشه از طریق آشنایی سنتی و خواستگاری های یک ساعته بهش رسید؟

 

گفته شده پسر با طرح دیدگاه ها و سطح انتظاراتش ماموریت رو به دست مادرش می سپاره. آیا مادر شما به طرز فکر متفاوت از شما از همون منظری که شما به مسایل نگاه می کنید به معیارهای شما نظر داره؟

درسته که آسیب روحی و اجتماعی در روش سنتی خیلی کمتره امّا آیا واقعاً این همون روشی هست که باید برای انتخاب به کار گرفت؟

میدونم که متن طولانی شده ولی بهتره این سرگذشت کوتاه رو بخونید.

دختری از اقوام به طریق سنتی مراسم آشنایی و خواستگاری و غیره...رو به خانواده ای برگزار کردند و از نظر ظاهر مورد پسند هم دیگه واقع شدند. بعد از نامزدی رسمی و چند بار رفت و آمد خصوصی عروس و داماد, عروس به این نتیجه رسید که این پسر مردی نیست که بتونه اون رو خوشبخت کنه. با توجه به این که اونها از هیچ خط قرمزی رد نشده بودند دختر نامزدی رو با دلایل منطقیش به هم زد... اینجا از دو دیدگاه می خوام به مسئله نگاه کنیم...

1.اینکه در طول مراسم خواستگاری این دو نفر با هم تفاهم رسیده بودند پس حالا چی شد؟

2. نظر جامعه نسبت به اون دختر چه طوره؟ آیا هنوز هم اسم اون رو یه دختر به قول بعضی ها دست اول می ذارن؟

 

مطمئنم اکثر جوونا در مرزی بین دیدگاه سنتی و مدرن باقی موندند... آیا روش سومی هم وجود داره؟

 

در قسمت دوم نگاهی ديگه به اين قضيه رو می‌خونين. برين قسمت دوم.

 

 

/ 19 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سلام .... بابا چه خبره دعوا نکنين. هر کسی می‌تونه هر ديدی نسبت به هر مساله ای داشته باشه و ما اينجا در جايی نيستيم که بخواهيم همديگر رو محکوم کنيم. دوتا مطلب می‌خواستم بگم.

ali

اول برای هابيل جون : زياد قاط نزن و دفاعی از انتخاب مارها دفاع نکن. صبر کن ۲ تا ۳ تا کيس رو ببينی بعد بفهمی اون معيار هايی که مادرت و تو مشترکن دارين تو اکثر موجودات مونث دور برت (با شباهت فرهنگی) وجود داره. مثلاْ اگه مامانت ۵ تا رو پسنديد تو بايد از بين اون ۵ تا انتخاب کنی ... اين سخته .. تو که نميتونی با همشون ازدواج کنی .( البته تو می‌تونی :ی )

ali

چند تا مطلب ديگه بود که يه وقتايی روشون کار کرده بودم و مونده بودن کنار. يکيشون موضوع نگاه بود. اينکه افراد تو نگاهشون دنبال چی می‌گردن. زياذ به راهه پرواز مربوط نميشد.... ولی اينجا برام يادآوری داشت. مطلب بعد هم در مورد خانواده هايی بود که شرايط خاص دارند. مثلاْ خانواده غير مذهبی که يه بچه مذهبی وسطشون سبز شده. يا خانواده سنتی که بچه ای مدرن دارن. متفاوت بودن برخورد های اعضای خانواده با جايگاه اجتماعيشون يه تهديده و بايد اول پذيرفتش بعد عمل کرد. راستی يه مطلب هم در مورد آسيب شناسی زيبايی بود .. چی شد !! يا حق

helia

۴۰ دقيقه نه /يک ربع :)

nazi

مجتهد اینترنتی سراغ ندارم .اگه ميشه يا به سوالاتم جواب بدين و يا کسی را معرفی کنين. آيا بعد از اتمام یا فسخ ازدواج موقت می توان به عقد موقت يا دايم ديگری بدون نگه داشتن عده درآمد؟ بقيه اش بماند

اسما

مشکل شما چيه؟ هر سوالی رو نميشه اينجا جواب داد. به ايميل من بزنيد سوالتونو تا جواب بدم.

ali

سلام ... جناب نازی. منم ترجيح ميدم از طريق ای ميل جوابتون رو بدم ... يا حق

nd

salam man tazeamadam 1 azizi in ja ro be man moarefi kard. omidvaram betunam matalebe jalebi baraye shoma befrestam.

ali

سلام ... ببخشيد که دير به دير آپ می‌کنم. امتحاناست ديگه. برام دعا کنين بتونم خوب فکر کنم.... يا حق

ali

سلام ... درسته که فعلاْ درس دارم ولی شما که می‌تونين اين رو بخونين ... http://student.louh.com/General/Dastan/mehriye.asp