پرى دريايى و ماهى قرمز تنگ

سلام

يکی از دوستان پيشنهاد داد برا اينکه بحث ها ادامه داشته باشه هر دفعه هر کسی که مشکل براش پيش اومده يا مياد بياد بگه تا بقيه کمکش کنن و اينجا نظر بدن. پس هر کس مشکلی داره خوشحال ميشيم بشنويم...

دوم اينکه مطلب امروز هم از مطالب ارسالی دوستان خواننده وبلاگ انتخاب شده..

 

به هايلايت ها دقت کنين و اون‌ها رو خوب بگيرين ... فعلاْ

 

پرى دريايى و ماهى قرمز تنگ<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

محمد رهبر:  آنقدر بعضى كارها را سخت مى گيريم كهانجامش رويايى دست نيافتنى مى شود و آخر كار به جايى نمى رسيم و يكباره كار هم ازدست مى شود، خوشبختانه عمر ما محدود است و تا ابد فرصت نيست. اصلاً اين طور هم نيستكه ماهى را هر وقت از آب بگيريد تازه است. واقعيت اين است كه زندگى زمان بندى خودشرا دارد، اگر سر هفت سالگى به مدرسه نرويم و خواندن و نوشتن بماند براى ۲۰ سالگىحقيقتش  براى هميشه عقب مانده ايم. درس خواندن، كار كردن، بازنشستگى و همه اينهازمان بندى دارد و اين ميان ازدواج هم زمانى دارد كه لابد در پيرى نيست. مى دانيدنبايد ديگر طورى شود كه عمر مفيد صرف فكر كردن به چگونگى ازدواج و آدم روبه رويمانشود و آن وقت از ميانسالى كه گذشت تازه به فكر عمل بيفتيم. زمان، جوانى و عمر اينفرصت را به ما نمى دهد. فكر كردن ما براى تصميم گرفتن و مشورت هايمان براى كار سهلو ممتنعى مثل ازدواج، گاه چنان پرپيچ و خم مى شود كه اصل قضيه از دست مى رود. اينرا هم يادمان باشد كه احتمالاً چيز هايى كه به گوشمان خوانده اند تا حدود زيادىاشتباه است. قرار نيست كه با ازدواج همه چيزمان دگرگون شود، قرار نيست ما آدم هاىتازه اى بشويم كه با قبل از ازدواج ربطى نداشته باشيم، نه اينها نيست، آدم ها با همخو مى گيرند، تغييرى ماهوى نمى كنند، قرار هم نيست كه با ازدواج همه چيز را به دستآوريم؛ علم، ثروت، موقعيت، خيلى از اينها به فرد بستگى دارد. نكند، انتظارات ما ازآدم معمولى كه به عنوان همسر انتخاب مى كنيم اشتباه است. نكند كه ما ازدواج راكيميايى گرفته ايم كه مس وجودمان را زر كند و عاقبت هم مثل همه كيمياگران دست از پادرازتر همان مس را هم از دست مى دهيم. هميشه به ما گفته  اند كه چشمت را باز كنببين چه كسى را انتخاب مى كنى اما خودمان هم مى دانيم هر چه قدر چشمانمان را بازكنيم اين شناخت تضمينى حاصل نمى شود. اين سود تضمينى اين سعادت بى درنگ و تنها بايك كليك انتخاب همه چيز را خراب كرده است. كسى به ما نگفته است كه بعد از ازدواج چهبايد كرد، چه طور بايد ساخت، چگونه بايد مشكلات را حل كرد. شايد واقع گرايانه ترينراه براى انتخاب همسر، شناخت ضعف هاى طرف مقابل است و كنار آمدن با خود «آيامى توانم با اين ضعف ها كنار بيايم و چگونه» اين را هم بايد در نظر بگيريم كه من واو آدم هايى متوسط، معمولى هستيم، آنچه هست اينكه آيا مى توانيم بنشينم و چايىبنوشيم و آزارى به هم نرسانيم، همين.         

 

·         سوار بر اسب سفيد      


اينكه اسب سفيدىمى آيد سوارش همانى است كه يكباره دل از ما خواهد برد و بعد به شهر آرزو ها مى رويمو در قصر خوشبختى زندگى مى كنيم، آنقدر طرزفكر كودكانه و كارتونى است كه همهمى خنديم، اما باور كنيم در مورد انتخاب همسر بيشتر ما دقيقاً همين طور فكرمى كنيم. همسر انتزاعى ما كسى است كه در يك مدت زمان صفر تا صد عاشقش  شويم و دركنارش تمام چيز هايى كه خوب است را هم داشته باشد، جمال، كمال، مال و منال و همينطور ادامه دهيد. همسر انتزاعى ما در واقع تمام آنچه من ندارم را پوشش خواهد داد. اگر من هنرمند نيستم ولى هنر را دوست دارم بى اينكه حال و حوصله فراگيرى اش راداشته باشم همسر انتزاعى كسى است كه فرهيخته و هنرمند است. در واقع كمبود هاى ما،آرزو هاى دست نيافتنى مان، چيزى است كه انتظارش را از اين سوار اسب سفيد مى بريم. براى همين و به دليل اينكه دور و برمان چنين لعبتىپيدا نمى شود، در هر چه دورتر هامى گرديم.  اما حقيقت اين است كه توان و تقدير انتخاب ما در جغرافيايى است كه هر روزطى اش مى كنيم؛ شهرمان، كوچه  و خيابان، دانشگاه و محل كار. حالا اين آدميزادهانتزاعى اگر در همين جا هاى معمولى يافت نشد چه بايد كرد.  اصلاً يك مسئله اى كهنبايد هم به ما بربخورد اين است كه چنين همسر جامع الشرايطى چرا بايد من و شما رابپسندد. ذهن ما هنوز دنبال پرى دريايى است گرچه به هزار دليل علمى و غيرعلمى ثابتشده كه پرى دريايى مال قصه ها است اما هنوز جست وجوى ما ادامه دارد.  ما پاك از ماهىقرمز تنگ كه هر روز مى بينيمش و برايش دست تكان مى دهيم، غافل شده ايم.      



·         وسوسه                                                     

اين از بدى هاى زمانه است كه امكان انتخاب هاى گسترده را به ما مى دهد،   درفروشگاه هاى بزرگ، ويترين هاى رنگين و پرزرق و برق،  نياز ما را به خريدن يك پيراهنبه باد فراموشى مى دهد،  رنگ و رنگ و تنوع دوخت و مدل آنچنان است كه سرگيجه مزمنمى گيريم و همه آنچه مى بينيم را مى خواهيم. گرچه امكانات ما از هر لحاظ فقط يكانتخاب را ميسر مى كند، وقتى امكان آن را داريم كه صد ها فيلم را در آن واحدببينيم، مطمئن باشيد كه يك فيلم را هم از سر تا ته و درست و درمان نخواهيم ديد؛حقيقتش اين امكان نامحدود انتخاب كاذب است، همين بلا در انتخاب همسر به سرمان آمدهاست. در وهله اول دليل اصلى انتخاب همسر و ازدواج يادمان مى رود و بعد از آن توانانتخاب از ما گرفته مى شود و جرات نداريم كه دل از وسوسه برداريم.  شايد آدم بهترىسر راهمان سبز شود،  شايد نفر بعدى.  اين يكى بهتر است.  اينها حرف هايى است كه باخودمان مى زنيم.(همیشه از قبل شنواییAlways Already Listening) حقيقتش ديگر جرات با كسى بودن را نداريم. شايد بهتر باشد كه امكانكاذب انتخاب نامحدود را از خودمان سلب كنيم تا نيازمان را عميق تر كنيم و حداقل بههمين يكى دو نفرى كه روبه رويمان هستند درست و دقيق نگاه كنيم.  مطمئن باشيد،  روحيه اى كه با انتخاب هاى متنوع خوگرفته، بعد از آنكه دست بر قضا كسى را كه بهترينگزينه اش بوده انتخاب كرده دوباره وسوسه خواهد شد. وسوسه تنوع طلبى از آن چيزهاىاعتيادآورى است كه تركش مثل مواد مخدر به اين راحتى ها نيست، پس چه بهتر كه از هماناول وسوسه نشويم.      

 

·         وقتى تنها شدى بيا        


شايد بهترين وقت براى ازدواج،  زمانىاست كه به حسى رسيده باشيم كه ديگر نمى توان اين روزها و شب ها را اينگونه تنها بهفردا و ماه و سال سپرد،  زمانى كه تنهايى را با تمام وجود حس كنيم و اينكه بايد به

/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
alex

سلام... احساسات دوران نوجوانی احساساتی ناپاک نيستند. از اونجايی که هيچی بذات هيچ معنی ای نميده ٬ اين ما هستيم که به احساسات دوران نوجوانی معنی و مفهوم خوب يا بد ميديم. موافقم که حس تنهايی به موجب تغييرات ما از بعد از دوران نوجوانی بوجود می‌آيد ولی فکر می‌کنم به خيلی چيزهای ديگه هم وابسته است. نظر شما چيه؟ ...... يا حق

از طرف ب.م.م

این متن چکیده ای از کتاب ((ایا تو گمشده ام هستی )) هست. دلیل اینکه اینو اینجا میارم اینه که فکر میکنم احساس تنهایی دلیل جالبی برای ازدواج نخواهد بود. هر چند غیر قابل اجتنابه. ولی باید رو این مسئله بیشتر تامل کرد. در این کتاب در فصل سوم در مورد دلایل نا درست عاشق شدن و ازدواج صحبت شده. و اونها رو توی چند مورد به صورت تیتر اورده. 1. فشار: که خودش شامل چند مورد میشه. مثل سن خانواده دوستان و غیره. در این بحث اشاره شده که این عوامل ممکنه یک نفر رو تحت فشار بذارند و باعث بشند که اون نتونه تصمیم درست اتخاذ کنه. 2. تنهایی و استیصال: که بحثی هست که دوست اسمونی مطرح کردند. وقتی احساس تنهایی میکنید و به تنگ امده اید احتمال ان که انتخاب های ضعیفتری بکنید بالا میرود و در نهایت سر از روابط سردی در خواهید اورد که ارضا کننده نیست. 3. گرسنگی جنسی: که توی کشور ما این نوع ازدواج ها کاملا متداوله. مثلا پسر میخواد بره یه شهر دیگه کار کنه یا درس بخونه و زنش میدن برای اینکه یه وقت به راه خطا نره.

از طرف ب.م.م

7. پر کردن خلاء های احساسی و روحی خود: ادم ها قبل از ازدواج باید یاد بگیرند که چه طور میتونند خلاء های درونیشون رو پر کنند . درسته که احساسی که عشق به ادم میده یک اشتیاق روحی و سرتاسر لذته اما ازدواج برای دست یابی به این احساس پوچ و بی معنی خواهد بود. در ازدواج بخشیدن عشق باید دو طرفه باشه و اگه کسی خودش تشنه باشه نمیتونه چیزی ببخشه . اگه احساس تهی بودن میکنید هیچ کس حتی کسی که شما رو خیلی دوست داره نمیتونه خلاء روحی شما رو پر کنه. امید وارم اون حس تنهایی باعث نشه هیچ جوونی وارد رابطه بشه و بعد ببینه حتی عاشق بودن هم برای پر شدن اون کافی نبوده. چیزی که من بهش عقیده دارم اینه که باید اول سرشار بود از عشق از محبت از اعتماد به نفس و بعد به این خاطر ازدواج کرد که به دنبال کسی هستیم که بهش عشق بورزیم نه دنبال کسی که ما رو دوست داشته باشه.

از طرف ب.م.م

4. عدم توجه به زندگی خود: این معمولا در افرادی شایع هست که روحیه های شدید و غیر منطقی کمک به دیگران رو در سر دارند. و باعث میشه با کسایی ارتباط برقرار کنند که به نوعی نیاز به کمک دارند. 5. اجتناب از بزرگ شدن:این دسته بر خلاف دسته ی قبل نیاز به یک حامی یا تکیه گاه دارند کسی که بتونه از اونها مواظبت کنه و دنبال کسی هستند که فقط قوی باشه. 6. احساس گناه: معمولا در دوستی های بین دختر و پسر دیده میشه . یکی از طرفین به ازدواج مایل نیست اما به خاطر اینکه نامردی نکنه تن به ازدواجی میده که میلی بهش نداره. یا به این نتیجه رسیده که دوستش اون کسی نیست که برای زندگی احتیاجش داره اما برای اینکه احساسات اون رو جریحه دار نکنه باهاش ازدواج میکنه.

*ye asemooni*

سلام ... ۱)جناب *amir* : با تحويل گرفتن احساسات موافقم ام و اينکه هيچ نيازی رو نبايد سرکوب کرد، اما از راه درستش ( مثل همون چيزی که توی اسلام ديده می شه)....

*ye asemooni*

۲)جناب *ب.م.م* با بعضی از صحبتاتون مخالفم ... منم اول مثل شما فکر می کردم وگفتم که نبايد در تنهايی به ازدواج فکر کرد... اما با جوابی که جناب*alex* داد ، متوجه اشتباهم شدم .... اون تنهايی که من فکر می کردم وشما فکر می کنيد با تنهايی توی متن متفاوته!!!اين رو بايد بدونيم که نياز هميشه ناشی از کمبود نيست ...گاهی اضافه شدن چيزی موجب ايجاد يک نياز می شه ...اين تنهايی بخاطر کمبود نيست بلکه بخاطر توانايی ها و احساساتيه که فرد در طول زندگی کسب کرده... وقتی تواناییه یادگیری رو کسب کنید نیاز به یادگیری ایجاد می شه وعدم توجه به این نیاز انسان رو آزرده می کنه... فرد وقتی تواناییه ازدواج کردن رو پیدا می کنه ... نیاز به ازدواج درونش ایجاد می شه و چون ازدواج يه امر دو نفرست ... نبود نفر دوم موجب احساس تنهايی می شه.....این تنهایی همون احساسیه آزاردهنده ایه که طبق *قرآن* با ازدواج به آرامش تبدیل می شه....

*ye asemooni*

۳ )نيازهای زوجين مکمل هم هستند .... همه ی امور دو طرفست ... اگر به دوست داشتن نیاز داریم، پس به دوست داشته شدن هم نیاز داریم (من این طوری فکر می کنم حتی ممکنه توی این زمینه خود خواه هم باشم !!!یعنی فقط من!!!..)

ب . م .م.

درسته ... هر دوی ما داريم يک حرف رو به صورت های متفاوت ميگيم. حتما من منظور شما رو اشتباه درک کردم.اميد وارم اين تفکر رو هميشه حفظ کنيد

Kambiz

Salam-Bahsa kheyli Jaleb o Bahal shode, man ke daram hesabi estefade mikonam. Khanoome B.M.M. , On ketabi ke goftid bayad ketabe Jalebi bashe, Mishe bazam Nokate mohemesh ke toosh neveshte ra ba oon ghalam zibatoon (ke too sargozasht Emad didam) baramoon bebenisid, man inja be oon ketab dasresi nadaram, ye nafar ham dare too veblog Merikhi-Venusi, On ketab ra kholase mikone.

ali

سلام ... من چند تا مطلب آماده دارم ولی منتظرم تا بحث به جاهای خوب‌تری برسه بعد برم سراغ اونا .. ولی سعی می‌کنم هفته ای يک بار آپ کنم .... فعلاْ .. ياحق