کامنت ها

کامنت های ۱۵ اصل

 

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 22:10

این هم به دسته ی افسانه های عشقی بر میگرده که همسر مطلوب , شما را از هر لحاظی ارضا می‌کند. در مقابل باید این رو قبول کرد که همسر مناسب بسیاری از نیازهای ما رو براورده میکنه اما نه همه اش رو...همون طوری که ما نمی‌تونیم همه ی نیاز های اون رو براورده کنیم. اشتباه بزرگتر که خیلی جاها عامل اصلیه و قبلا هم راجع بهش بحث شد اینه که فکر کنیم جاذبه ی جنسی قوی همان عشق است...در حالیکه روابط جنسی خالی از احساس هیچ مناسبتی با عشق ندارد. باز هم بر گرفته از کتاب (( ایا تو گمشده ام هستی))

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 22:10

افسانه ی بعدی اینه که اگر عشق , عشق حقیقی باشد همان لحظه ای که فرد را دیدید خواهید دانست. اما واقعیتش اینه که برای دلباختگی یک لحظه کافی است اما عشق حقیقی به وقت نیاز دارد. تنها یک عشق حقیقی در این دنیا وجود دارد که برای شما مناسب است... این هم تصوری اشتباهه چرا که واقعیت اینه که‌این امکان وجود دارد که عشق واقعی رو با چند نفر تجربه کنید. شریک های بالقوه ی زیادی وجود دارند که ممکنه شما با اونها خوشبخت بشید.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 22:9

چیزی که خیلی جاها باعث اشتباه جوونا میشه و عاملیه برای اینکه تصمیم اشتباه بگیرند اینه که به عشق یک اعتقاد جادویی دارند. بارها و بارها شنیدیم که جوونی میگه اگه عشق یه عشق واقعی باشه...!!! کی میتونه تعیین کنه یک عشق واقعیه؟ و تا جایی که تو زندگی والدینمون میبینیم چیزی که باعث ایجاد تنش بین اونها میشه کمبود عشق نیست بلکه عدم درک متقابل و به اصطلاحی عدم ایجاد تفاهمه. این که بگیم عشق حقیقی بر همه چیز فایق می اید یک افسانه است ولی در مقابل میتونیم واقعیت رو اینطوری بیان کنیم: عشق برای موفقیت یک رابطه کافی نیست, به این معنا که رابطه نیاز به تفاهم و تعهد دارد.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ali

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 0:14

به نظر من عشقی که بعد از ازدواج بوجود مياد جنسش با اونی که قبل از ازدواجه فرق می‌کنه. يه نوع متعالی تری از اونه. يعنی درسته که پروتئينه از بين ميره ولی فرد ياد ميگيره که چطور عشق بورزه و محبت کنه. اون عشق احساس تعلقی که مياره از جنس مسئوليته نه مال دوستی. من با هرگونه رد کردن خط قرمز ها مخالفم. اون لذت از گناه هم بعد از خط قرمز ها بوجود می‌آيد. اگر تا الان باهاش طبيعی برخورد کردين يه بار ديگه صدمه هاش رو برآورد کنين..... فعلاْ .. يا حق

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  www.raheparvaz.persianblog.ir

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ali

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 0:1

سلام .... من تا حدود زيادی با نظرات ب.م.م موافقم. تحليلی هم که کرده اکثراْ درسته. تند رفتن يا نرفتنش رو هم تعيين نمی‌کنم. اون حس لذت از گناه که گفتی واقعاْ وجود داره. مثلاْ حتی اونايی که نوشیدنی الکلي مصرف می‌کنند هم اگه مثل سيگار بهش معتاد نشده باشن وقتی ميرن خارج ٬ با اينکه اصلش همه جا با قيمت ارزون پيدا ميشه ٬ مصرفش خيلی کم ميشه. ميگن اصلاْ ديگه بهشون حال نميده !!!!!!

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  www.raheparvaz.persianblog.ir

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

دوشنبه، 21 آذر 1384، ساعت 21:44

شايد درست بگی ....نميدونم دوست خوب...اما کسی تا وقتی عشق رو تجربه نکرده مسلما نميتونه حرف درستی در باره اش بزنه... نميدونم ايا همين حرفا که بهش اعتقاد دارم رو به مرحله ی عمل ميرسونم يا نه... ولی خوب ...يه اعتقاده ديگه... ممنونم از اينکه باعث ميشی به حرفام برگردم و باز بهش فکر کنم.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: Saransary

يكشنبه، 20 آذر 1384، ساعت 21:40

ب. م . م عزيز، نوشته هات منطقيه اما يکم تند رفتی. زيادی سياه و سفيد نگاره کردی .نه؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

يكشنبه، 20 آذر 1384، ساعت 18:41

در واقع میخوام اینجا برای اون جور عشق ها اسم جدیدی بذارم. قصد توهین هم ندارم چرا که خیلی ها هم همین طوری ازدواج کردند و به خاطر همخونی با فرهنگشون مشکلی براشون به وجود نیومده. من اسم اون عشق رو میذارم احساس لذت از گناه... همیشه ادم موقعی که میخواد کاری رو یواشکی انجام بده قلبش تند تر میزنه. اما این تند تر زدن احتمالا عشق نیست.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

يكشنبه، 20 آذر 1384، ساعت 18:41

این عادت وقتی تبدیل به احساس عشق میشه که با ترشح اون هورمون جوونا خودشون رو گرفتار حسی میبینند که تا حالا تجربه نکرده بودند و ازش لذت میبرند. اول با تلفن دلشون واقعا راضی میشه. بعد از یه مدتی که شنیدن صدای هم دیگه براشون عادی شد خواهان رابطه ی بیشتر میشن و رابطه های حضوری رو شروع میکنند . اما باز هم بعد از مدتی میبینند انگار از این عشق راضی نمیشن. گرفتن دست هم دیگه یا تو لمس هم دیگه تو هر فرصتی که به دست میاد لذتشون رو کامل میکنه اما طولی نمیکشه باز هم بیشتر میخوان... اینجاست که بعضی ها متاسفانه وارد رابطه هایی میشن که دیگه راه برگشتی نداره و بعضی دیگه که یه کمی هنوز از خدا میترسند ازدواج میکنند. اما مشکل چیه؟ اینه که بعد از ازدواج و رسیدن به اخرین مرحله ی لذت مساوی با نابودی تمام عشقی که قبلا حسش کرده بودند. چرا که اون هم عادی میشه.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

يكشنبه، 20 آذر 1384، ساعت 18:40

اگه عشق فقط به خاطر ترشح یک هورمونه چه جوریه که بعضی زوجها تا اخر عمر عاشقانه زندگی میکنند؟ این مسئله بر میگرده به انتخاب مناسب. وقتی ادم روز به روز به خاطر انتخاب مناسبش غرق در لذت بشه. نه اینکه به خاطر برخی ناهمگونی ها حس کنه که تو این ازدواج حروم شده. فکر میکنم اون مسئله ای که میخواد گفته بشه اینه که رابطه های یواشکی و به قول بعضی ها لذت بخش قبل ازدواج به خاطر دلبستگی بدون فکر محکومند. مورد دیگه اینه که وقتی یک دختر و ÷سر در کنار هم دیگه قرار میگیرند,از همون اول احساس عشق نمیکنند. با گذشت یه مدتی بالفطره به خاطر تفاوت جنس به هم عادت میکنند.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

يكشنبه، 20 آذر 1384، ساعت 18:40

سلام. بحثی که اینبار مطرح شده هر چند با نظرات شخصی من تفاوت زیادی داره اما کاملا مشخصه از یک اعتقاد قوی و محکم سرچشمه گرفته که خودش قابل تحسین هست. اما در مورد حرف دوست خوبمون اقای محمود. فکر میکنین توی زندگی چی از همه مهمتره؟ مسلما تداوم همیشگی بودن عشق از همه چیز مهم تره. همون طور که همه میدونن لذت ها هر چه قدر هم با درجه ی بالا توی وجود ادم بروز کنند یه روزی میرسه که از درجه شون کاسته میشه و عادی میشن. بهتره برای اینده اش سرمایه گذاری بشه. طبق مقاله ای که توی یکی از سایت ها خوندم اون بی تابی ها , احساسات لطیف و شدید عاشقانه,لرزش دل وقتی معشوق رو میبینه, و به طور کلی احساس اینکه ادم عاشقه برمیگرده به ترشج یک نوع ÷روتئین در مغز. وقتی اون عشق یه وصال رسید مقدار ترشح این هورمون به تدریج ÷ایین میاد و به یک حد نورمالی میرسه که گاهی وقتا زوج های بی تجربه فکر میکنند دچار بی عشقی شدند. اما واقعیت چیه؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: Saransary

پنجشنبه، 17 آذر 1384، ساعت 23:43

سلام اسمونی جون، خيلی خيلی ممنون. دستت درد نکنه. با جوابتم موافقم. همه چيز که وسال نيست

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

پنجشنبه، 17 آذر 1384، ساعت 19:10

سلام ... طبق متن عشق قبل از ازدواج دو نوعه ۱)عاشقانه .. ۲)عاشقانه و عاقلانه ... دومی نه تنها بد نیست ..شاید بهترین نوع ازدواج باشه ... اما در مورد اولی درسته که(عشق‌هايي كه قبل از ازدواج بوجود مياد به مراتب لذت وصال رو بيشتر مي‌كنه ) اما همه چيز که وصال نيست !!! بايد به زندگی بعد از وصال هم فکر کرد .... ***آسمونی باشيد***

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: محمود

پنجشنبه، 17 آذر 1384، ساعت 16:39

درمورد تك تك بنداش مشكل دارم. ولي فعلاً همين يكي رو مي‌پرسم. اينكه اينجا نوشتي كاملاً با ديد سنتي نوشته شده. عشق‌هايي كه قبل از ازدواج بوجود مياد به مراتب لذت وصال رو بيشتر مي‌كنه. اگر هم ضرر داشته باشه برا كسي كه دچارش شده اينجا هيچ راهكاري داده نشده. اگه مي‌تونين در اين باره نظر بدين. ممنون

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

/ 0 نظر / 29 بازدید