کامنت های روش مدرن

سلام ... از پايين به بالا بخونين

نویسنده: *ye asemooni*

دوشنبه، 12 دى 1384، ساعت 22:58

سلام ... امشب سالگرد ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه است... از امسال این روز ، روز ازدواج نامیده می شه... این روز رو بهتون تبریک می گم و از خدا برای هممون زندگی ای مثل زندگی اون دو بزرگوار خواستارم .... راستی ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه در حقیقت به شیوه ی ترکیبی بوده ... نه سنتی نه مدرن!!! البته این نظر منه.... ***آسمونی باشید***

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: helia

دوشنبه، 12 دى 1384، ساعت 10:14

عالی بود.به من يه فکر سوم داد

E-mail:  cute_kind_helia@yahoo.com

URL:  heliarahimi.persianblog.ir

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: خودم بیدم

يكشنبه، 11 دى 1384، ساعت 11:34

ای بابا. آدم بهتون شک وکنهها... ازدواج که همش اینا نبیذ....................... چیزای خوب زیاد داشته بید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!/بلدی چه جوری با زنت رفتار وکنی؟/یا چه جوری محبت از خودت در وکنی؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

شنبه، 10 دى 1384، ساعت 19:28

http://nargeslove.persianblog.irبعد از اينکه اين لينک رو باز کردين تو قسمت داستانش که گوشه ی سمت راست صفحه هست برين. احتمالا سه چهار روز طول ميکشه همه اش رو بخونين. اما حوصله کنين و با دقت بخونين... علی اقا از شما هم تشکر ميکنم.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ali

جمعه، 9 دى 1384، ساعت 23:24

سلام ... از نظر من مشکلی نداره ... يعنی حتماْ تو کامنت‌ها لينکش رو بگذار. ... ممنون

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  raheparvaz

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

جمعه، 9 دى 1384، ساعت 22:37

نميدونم علی اقا اجازه ميدن يا نه؟ راستش يه وبلاگ ديگه هست که اجرای دختر و پسريه که از طريق دوستی به ازدواج رسيدند. و حالا هم خوشبختانه زندگيشون خوبه و به وبلاگ نويسی و مشاوره دادن به ديگران مشغولند. اجازه هست لينکشو بذارم تا بقيه هم اين داستان رو بخونند؟ با توجه به اينکه ممکنه با فرهنگ خيلی از ما سازگار نباشه اما برای ياد گيری نقاط بسياری دارند.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

جمعه، 9 دى 1384، ساعت 22:28

خوب اقا پيام اين که خوبه که طرف و خانواده ها هر دو راضی شدند به اين که به درد هم نميخورند. شما هم بهتر بود از اول هدفتون رو مسير و خططون رو برای خانوم روشن ميکردين تا بعد از پا پس کشيدن نگران نباشين. بيشتر مشکل البته با دختراست قبول دارم. از همون اول خودشون رو وارد يه رابطه ی عاشقانه ميکنند نه اشنايی. البته اکثرا..توهين نشه....به حداقل موجود. بهتره اقايون که قصد اذيت و ازار هم ندارند از اول بگن که فقط مدتی اشنايی و نه دوستی....

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: سپیدار

جمعه، 9 دى 1384، ساعت 8:21

خدا وکيلی اون ۶۰ ٪تا ۶۵ ٪ را از کجا آوردی علی؟؟؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  sepidar.blogfa.com

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: پیام

جمعه، 9 دى 1384، ساعت 0:32

من ديگه دختره ديگه ای نميشناسم، اصلاً هم وقت ندارم دنباله يکی ديگه بگردم و دوباره يه 2 سال وقتم را تلف کنم و مثله اول شه باز،، پس در اين مواقه آدم کار را ميسپاره دسته مادرش و راهت ميرسه به کاراش،،،نه؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: پیام

جمعه، 9 دى 1384، ساعت 0:30

سلام، اين روش اول که در مورده من جواب نداد، من توی جامعه دانشگااهمون يا جامعه کوچيکتر، دانشکده، يه نفر را انتخاب کردم، کم کم بش نزديک شدم بعد بش پيشنهاد دادم ، اينجا همون عيب اين روش اتفاق افتاد، من که اونا بيشتر شناختم ديدم زياد برا هم مناسب نيستيم، اما چون من پيشنهاد داده بودم نميشد من پا پس بزارم، از مردونگی بدور بود، اين شد که هی پيش رفت و هی پيش رفت تا کار به خونواده ها کشيد، که البته معلومه بعد از اولين جلسه خواستگاری (يعنی بعد از اولین ساعت ) دو تا خونواده زدن به تيپ هم و همه چی تموم شد!!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: setare

دوشنبه، 5 دى 1384، ساعت 23:7

من روش ترکيبی رو ترجيح می دم و البته در موردش بايد بعد از بيان روش سنتی بيشتر صحبت کنيم.....

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

دوشنبه، 5 دى 1384، ساعت 23:3

ب.م.م جون با صحبت هات کاملا موافقم ...روی پيشنهادت هم تا دير نشده سعی می کنم فکر کنم!!!!! به چه سنی می گن کوچولو؟؟؟....راستی با صحبت های جناب محمود هم کاملا موافقم(البته با قسمت دومش)!!!!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: *ye asemooni*

دوشنبه، 5 دى 1384، ساعت 23:2

سلام ... درباره ی متن: ۱)خوب بود(اصل مطلب بیان شده بود)... ۲)کامل نبود(فکر ميکنم معايب و محاسنش گسترده تره ، تازه به آدمش هم بستگی داره، شايد يه چيز برای يکی عيب باشه و برای يکی حسن!!!!)... ۳)بعضی از معايب و محاسن گفته شده ،در مورد خواستگاری سنتی هم صدق می کنه، مثل :نقش بازی کردن طرفين!!! تازه چون تو خواستگاری سنتی از همون اول آشنایی ، ازدواج مطرح می شه و فاصله ی زمانی بین شروع آشنايی تا ازدواج هم کمتره، اين اتفاق راحتتر می تونه انجام بگيره... ۴)منظورتون از این در صدها چی بود؟؟؟؟؟؟؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: خيال

دوشنبه، 5 دى 1384، ساعت 9:13

خوب بيد

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: محمود

دوشنبه، 5 دى 1384، ساعت 9:12

سلام / كم‌كم داره سرت خلوت ميشه ها !!! ديگه داشتي پر رو مي شدي با اون همه خواننده ... :ي عرض كنم كه اين روش ها كه ميگي بسته به شرايط مي تونه اتفاق بيفته. منظورم اينه كه در خيلي موارد انتخابي نيست. مي دونم الان ميگي كه خوب وقتي تو بدوني احتمالي برات وجود داره مي توني به وقوعش كمك كني. ولي جايي كه علاقه بوجود بياد بقيه اش بايد خودش پيش بره... تا بعد

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

يكشنبه، 4 دى 1384، ساعت 0:1

عجله ای نيست...اينقدر کوچولو هستم که عجله نکنم. اما تازگی يه دوستی حفی بهم زده که بد جوری رفتم تو فکر... بهم گفت تو اونقدر وقتتو صرف شناخت زندگی ميکنی که يه وقت چشم باز ميکنی ميبينی واسه خود زندگی هيچ وقتی نمونده. البته اين يه اغراقه اما قابل تامل بود

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ali

شنبه، 3 دى 1384، ساعت 23:22

سلام ... عجله نکنين حالا... اگه سيستم مدرن جواب نداد ٬ صبر کنين شايد سنتيش جواب داد!!!! شايدم روش ترکيبی. شايدم روش بهينه پيشنهادی من!! به هر حال عجله کار شيطونه.

E-mail:  ali1362alex@yahoo.com

URL:  raheparvaz

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

شنبه، 3 دى 1384، ساعت 23:8

اینکه اکثر ما در مقابل غریبه ها و حتی دوستانمون رفتاری ملایم تر و تحت کنترل داریم غیر قابل انکاره. اگه دقت کنیم میبینیم گاهی در نهایت خستگی یا فشار و استرس هستیم اما برای دوستمون هم وقت داریم و هم حوصله . اما تا پامون به خونه میرسه دیگه نا نداریم از جا تکون بخوریم. حالا برسیم به اونجایی که پای مجذوب کردن هم در میون باشه . در واقع به اصطلاح خودمونی مخ زدن. همه چیز خوب عالی رفتارها معقول و دوست داشتنی ...و البته دست خودمون هم نیست ... انگار میخوایم از جون مایه بذاریم. اما بعد با گذشت زمان و عادی شدن روابط همه چیز به روال اصلی برمیگرده و دو نفر به هم بدبین میشن و فکر میکنند که طرفشون براشون فیلم بازی کرده...هنوزم با به یاد اوردن این جور تضاد ها به این نتیجه میرسم که اونقدر قدرت ندارم که بخوام ازدواج کنم. به نظرتون مجرد بودن بهتر نیست؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

img_trash.gif

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ب . م .م.

شنبه، 3 دى 1384، ساعت 23:8

این پست در عین این که ساده و قابل درک برای همه بود خیلی پر بار و شامل تمام اون چیزایی بود که خیلی اوقات همه میدونند اما نمیدونم چرا تا خودشون در شرایط قرار میگیرند فکر میکنند با بقیه متفاوتند و خودشون رو به اون راه میزنند. چیزی که توی هر دو روش از نظر من یک ضعف محسوب میشه امکان فیلم بازی کردن هر یک از طرفین در مراحل مختلفه. گذشته از اون فیلم بازی کردن های تو روابط مدرن توی خیلی از خواستگاری های سنتی هم دیده شده که حتی خانواده ی هر یک از طرفین یا فیلم بازی میکنند یا بعضی از ضعف ها و عیوب رو پنهان میکنند و اینها همون چیزایی هستند که فقط بعد از شروع زندگی دیده میشند و همون جایی که بهش میگند کار از کار گذشته.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

/ 0 نظر / 11 بازدید