روش ترکيبيه بهينه

سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شاید بعضی ها با خودشون بگند که چرا این یارو تو این زمان مقدس داره از این داستان ها میگه ... من از اون آدم هایی هستم که شدیداً معتقدم " تفکّر بهترین عبادات است" . پس اگر با خوندن این متن به فکر فرو رفتین، من به خواسته خودم رسیدم!!!

در حدود 4 تا پست قبل اومدیم روش مدرن رو در انتخاب همسر بررسی و نقد کردیم . بعد هم به روش سنتی از دید پسرونه و در نهایت از دید دخترونه پرداختیم. تو تمام این مراحل مدام ایراد می گرفتیم و به هرکی دنبال راه حل می گشت می گفتیم که بعداً روش ترکیبی رو توضیح می دهیم. اینم روش ترکیبی!!!! تو روش های قبل شاید فرد تا 50،60 درصد مطمئن باشه به انتخابش، ولی تو این روش میشه گفت بیش از 80 درصد موفقیت و نتیجه بهتره.

 

روش ترکیبی:

همه چیز خلاصه میشه در زمانی که تصمیم گرفتید که وارد وادی ازدواج بشوید. اگر بی موقع و درحالیکه شرایط خودتون رو لحاظ نکردین باهاش روبرو شوید، می تونه خیلی اذیتتون کنه. پس با خودتون روراست باشین. مثلاً تا یه زمانی اصلاً بهش فکر هم نکنین(مثلاً تا 20 سالگی پسرها و 18 سالگی دخترها) ، بعد از یه زمانی سعی کنید باهاش آشناشین و اطلاعاتتون رو زیاد کنین و دانسته هاتون رو در این زمینه عمیق کنین ( مثلاً بیاین این وبلاگ رو بخونین  ……  LOL) و در پایان وقتی شرایط حداقلی مهیا شد، آماده انتخاب بهترین گزینه و بعد خواستگاری و بعله گفتن و تحقیق و ... بروید.

در این مرحله، پسرها و دخترها باید به مسایل زیر بیشتر دقت کنند:

پسر:

از اونجاییکه پسران معمولاً انتخاب کننده اولیه هستند، تو این زمینه، مرحله "پیش از هر اقدام" از اهمیت بسیار بالایی برخوردار  است و باید مراقب بود که بی گدار به آب نزد. یادتون نره که شما زمانی باید به خواستگاری بروید که جداً قصد ازدواج دارید. چون به هر حال خانواده دختر از بی توجهی فرد صدمه می خورند. (البته دلیلی نداره که نسبت به معیارهاتون بی توجه باشین.)

در مرحله انتخاب بهترین کار اینه که شما همزمان در دو جبهه ی متفاوت برای پیداکردن بهترین گزینه تلاش کنید. مادر و خواهر و ... در جبهه سنتی و خود شما بر پایه ی روش مدرن و در چارچوب محیط شناخت خودتان به جستجو بپردازید. البته کاملاً در سطح صفر و تنها جمع آوری اطلاعات نسبت به گزینه های مناسب.

خود فرد باید تمامی افرادی را که در محیط اطرافش حضور دارند و به نوعی حس می کند که می توانند مورد مناسبی برایش محسوب شوند، مشخص می کند. سپس بر اساس معیارهایش از قبیل سن، زیبایی، خانواده، محل زندگی، فرهنگ، مالی و ... به غربال گزینه ها بپردازد.

در بین گزینه های پیش رو، بهترین ها را انتخاب کند و سپس به صورت مفصل تر از طریق رابطه های موجود و منابع در دسترس به تحقیق و جمع آوری اطلاعات بپردازد. (مثلاً در دانشگاه ها معمولاً مرکزی جهت کمک در این زمینه وجود دارد.)

گزینه هایی که در این مرحله نمره قبولی گرفتند، در مرحله بعد توسط پسر، به خانواده پسر معرفی می شوند تا از اینجا به بعد تحقیقات در زمینه سنتی و کاملاً رسمی ادامه پیدا کند.(1. در این قسمت ابتدا باید خانواده های سنتی را در مورد این انتخاب خود توجیه کرد و از آنها خواست به این موارد هم مانند یک امکان بنگرند و بدون پیش داوری به تحقیق بپردازند.     2. نگران ضربه خوردن رابطتون نباشید. اگر خودتان اقدام کنید، احتمال موفقیت بسیار پایین تر است. )

در جبهه سنتی هم خانواده بهترین گزینه ها را مشخص کرده و به شما معرفی می کند. در نهایت شما به طور همزمان ، xانتخاب خود و y انتخاب خانواده را برسی می کنید و در نهایت بهترین را بر می گزینید.

نکته بسیار مهم تفاوت دو رویکرد انتخاب خود و انتخاب خانواده در امتیاز دادن به افراد است. در ابتدای کار در انتخاب خود، خود شخص دختر امتیاز زیادی کسب می کند و معمولاً خانواده دختر (بدلیل عدم شناخت) امتیاز کم و ناچیزی دارند و با تحقیقات باید این مشکل برطرف شود. اما در رویکرد انتخاب خانواده ضریب مربوط به شرایط محیطی فرد بارم زیادی محسوب میشه  و امتیاز خود دختر فعلاً کم است.

ابتدا با جمع آوری اطلاعات مطمئن شوید که فرد هیچ خط قرمز و معیار اصلی شما رو رد نمی کند. مثلاً برای یکی ترُک بودن یا نبودن خانواده دختر کاملاً مهم است و این یک خط قرمز است.

پس از جمع آوری اطلاعات فرصت به تماس و قراردادن وعده خواستگاری و .. می رسد. مهمترین نکته این است که در تمام مراحل به خودتان، معیارها و کاری که دارید می کنید، حضور داشته باشید. اگر خود فرد را کاملاً نمیشناسید از طرق ممکن(پست الکترونیکی، تلفن، ملاقات حضوری و صحبت و ...) سعی کنید به شناخت بهتر برسید. (از سوالات مربوط به خواستگاری که در آرشیو هست خیلی می توانید کمک بگیرید.)

تو این وادی جایی برای خجالت کشیدن دیده نشده. پس رودروایسی نخواهیم داشت. همیشه باید احتمال نه شنیدن رو نزدیک دانست. پس در مرحله شناخت هیچگاه بدنبال دلبستن نباشید.

این مفهوم خواستگاری هم یه غلط رایج شده. ماها یادمون نباید بره که وقتی پسر میاد خونه دختر از ابتدا خواستگار ازدواج از دختر نیست، بلکه اومده دختر رو بشناسه. خانواده دختر رو بشناسه و ...اگه از نظر پسر شرایط مناسب بود، در مرحله بعد پسر خواستگار میشه و این دختر است که باید تصمیم بگیرد که ازدواج کند یا ادامه تحصیل !!!!! بدهد. پس نه گفتن یا شنیدن هیچ اشکالی نداره.

تو این روش جوگیر شدن پسر به حداقل میرسه. دیگه مهریه ای که قبول می کنه، عقلانی قبول کرده .

بقیه نکات تو مطالب قبل در هر مورد اومده و آسیب شناسی شده است.

 

دختر:

روش بهینه برای یک دختر ، از این نظر که دختر انتخاب کننده نهایی است، کاملاً متفاوت است. دختر از زمانی که با خودش روراست شد و اجازه داد که با مساله ازدواج روبرو شه، باید خودش از لحاظ معلومات بالا ببره. احتمالاً در مرور زمان تماس های زیادی برای برگزاری مراسم خواستگاری و یه امر خیر با خونشون گرفته میشه. یه جور جبهه سنتیه برا خودش. پس باید نسبت به اون ها رها بود و با چشم باز شرایط اونها رو بررسی کرد(معمولاً کار خانواده دختر است.) از طریق واسطه ها در مورد پسر و خانواده پسر تحقیق کرد و در صورتی که مورد مناسبی پیدا شد، قدم بعدی آغاز می شود. بر اساس تجربه من بهترین کار در قدم بعدی برگزاری یک برنامه معارفه برای خود پسر و پدر پسر و پدر دختر است. تو این جلسه خیلی مسایل روشن می شود. پدر دختر بر اساس شناختی که از دختر خود دارد و با توانایی خود پسر را بررسی کرده و سوالات اصلی مد نظر دختر را از او می پرسد.

در مرحله بعد در صورتیکه نظر طرفین تامین شد، جلسه خواستگاری برای شناخت دختر برگزار می شود. اینجا دختر تا حدی نسبت به پسر شناخت پیدا کرده و از روش خواستگاری مستقیم بهتر است. دختر هم رسماً می تواند تقاضا کند که خانواده ها برای شناخت زمان و وسایل کافی اختصاص دهند. (نگفتنش می تونه بعداً فرد رو تحت فشار قرار بده که زود تر جواب بده) .

تحقیقات میدانی هم که بسیار مهم است. مخصوصاً از مدرسه پسر و ...

اگه مطلوبیت ها تامین شد شدیداً پیشنهاد می کنم که با آگاهی خانواده ها حتماً چند بار باهم بیرون بروند و صحبت کنند(من کوهنوردی و پیاده روی رو پیشنهاد می کنم چون زمانش به نسبت طولانی تره و میشه زیاد حرف زد) تو این باهم بودن علاقه اولیه جهت جدی شدن قضیه می تونه بوجود بیاد. اینجا دو طرف باید ببینند آیا می توانند همدیگر رو دوست داشته باشند یا نه!!!

اما در جبهه مدرن. اگه کسی از شما خوشش اومد و اومد مستقیم بهتون گفت مراقب باشین خودتون رو گم نکنید. اگر در شرایطی هستین که بهش فکر کنین، و فرد بوسیله خط قرمزهاتون رد نمیشه بهش اعلام کنید که باید از طریق معقول و بوسیله خانواده ها کار دنبال بشه. احتمالاً پسر میگه میخواستم ابتدا نظر خودتون رو بدونم؟!!!!

اگه میخواستید طرف رو از سرتون باز کنید بهتر بگین که فعلاً قصد ازدواج ندارین و اصلاً بهش فکر نمی کنین و ....(خودتون بلدین   :d ) ولی اگه طرف مورد ارزشمندی بود بهتره از طریق خانواده ها و همون تحقیقات ابتدایی شرایط طرف بررسی بشه. اونوقت جواب نه دادن هم ساده تره و کسی رو نمی رنجونه.

اما اگه شما از کسی خوشتون اومد !!!!!!! باید خیلی مراقب باشید چون دارین رو لبه تیزی حرکت می کنید. در این باره تو پست "دختر ایرونی" نوشتم. اون بحث رو با کامنت هاش دنبال کنید.

 

این مطالب یه DRAFT اولیه بود. دوستان باید الان کاملش کنن. پس منتظر نظراتتون هستم.

 

یا حق

 

 

/ 64 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
majid

ما یادمون باشه ایده آل 100% وجود نداره کما اینکه خود من از همه پر عیب و نقص ترم و همیشه سعی کردم با الگو سازی از انسان های کامل چه زنده و چه مرده خودم رو اصلاح کنم. من باز عذرخواهی میکنم که خانم تنها و دیگر دوستان از من و حرفام رنجیدند.من یه کم شدید انتقاد میکنم ولی باور کنید مغرضانه نیست.کاش صحبت هامو خانم تنها بخونند واز من دلگیر نباشند.من ادرس ایمیل رو هم میذارم تا اگه انتقادی بود مستقیما به خودم انتقال بدبد و دیگران تو زحمت نیافتند از بابت خرابکاری های من. با تقدیم احترام. موفق باشید.

majid

به نام خدا من اصلا قصد جسارت نداشتم که خانم تنها اینجوری با ایمیل مراتب اعتراضشونو نسبت به حرفای بنده ابراز داشتند.من اولا که به اقای صاحب وبلاگ اون حرفارو زده بودم که پرسیده بودند چرا تو بحث ها دیگه شرکت نمی کنم! من اگه انتقادی داشته باشم,انقدر شجاعت دارم که رودر رو ابراز کنم کما اینکه در پست ازدواج سنتی اینکارو کردم و حتی خانمی که موضع گیری صنفی کرده بودند رو بشدت مورد انتقاد قرار دادم.حق بدید خواهشا!من که پسرخاله یا دوست شما نیستم و دستم رو بو نکردم که بدونم شما یه شخص منطقی و فهمیده هستید که این موضوع برای من در ایمیل شما مشخص شد,من در اولین آشنایی با شما که در پست قبل که مثلا زنگ تفریح بود آشنا شدم و اونجا که شما یک موضع گیری فمینیستی داشتید من نسبت به این موضوع حساس شدم.در ضمن من مثال زدم وگرنه در بین آقایونی که اینجا کامنت میذارند هم موضع گیری غیر منطقی و برتریجویانه نسبت به خانم های محترم دارند هم گله دارم. ما اول یاد بگیریم که همه انسانیم و از یک سرشت,جنس برتر وجود ندارد,پس موضعگیری رو هم اینجا ,هم اجتماع و هم زندگی مشترک بذاریم کنار.

ب . م .م.

یه سلام خیلی بزرگ به دوستای بزرگی که اینجا پیدا کردم. اول تنهای عزیز: منم ناراحت نیستم. در واقع دلیلی برای ناراحتی نمیبینم. هر کسی ایده ای داره. در جایگاه خودش محترم. اگه من اون رو نمیپسندم دلیل نمیشه که کلا ردش کنم یا به باد تمسخر بگیرمش. اتفاقا همیشه حرفایی که میشنوم و مخالف میلم هست رو بیشتر روش فکر میکنم چرا که بیشتر مغزم رو باز میکنه. اون چیزی رو که خودم بهش اعتقاد دارم هنری نمیکنم گوش بدم و تعریف کنم نه؟

ب . م .م.

آسمونی جون. از اینکه به فکر من هستی و متوجه غیبتم هم شدی ممنون. من برای مسابقه رفته بودم گرگان. اما حالا اومدم و باز مجبورین حرفای منو هم گوش کنین. کاش نیومده بودم هان؟(ریس ریس خنده) حالا راجع به آسمونی گلم... اگه زیر 20 هستی و مخصوصا اگه دانشگاه نرفتی و اگه رفتی هنوز وارد محیط اجتماعی کار و سرو کله زدن با افراد اجتماع نشدی، کاملا حق داری که اینقدر لطیف و پر احساس به هر مسئله ای نگاه کنی...چرا؟ چون منم تازه یک سال یا نهایتش یک سال و نیمه که به قول شماها بد بین شدم. البته اسمش رو بدبینی نمیذارم. بهش میگم زیادی منطقی فکر کردن. چون قبلا از اونور بودم میفتادم از بسکه احساساتی بودم و حالا از اینور بودم میفتم. حالا اینکه هی برم و بیام و محدوده رو پیدا کنم و بفهمم دنیا دست کیه طول میکشه.

ب . م .م.

اون دورانی که میشد به ازدواج خیلی رمانتیک نگاه کرد و رمانتیک ازدواج کرد و رمانتیک هم ادامه داد به نظر من به شخصه تموم شده. چون توی اقوام چند تجربه عینی جلوی چشمم بوده. دفعه های قبل که در این مورد حرف زدم دوستان مراتب اعتراضشون رو اینطوری اعلام کردند که چون فلانی اینطور شده دلیلی نیست بقیه هم بله...!!! منم خیلی فکر کردم. و خیلی از خانواده های دیگه رو جلوی چشمم آوردم. اما مشکلات همه شون مشترک بود و فقط درجه وخامتش فرق داشت. یکی از اساسی ترین مشکلاتی هم که دیده میشه انتخاب اشتباه نیست بلکه تفکرات آماده نشده قبل از ازدواجه. این که همه فکر میکنند ازدواج دری است به روی تمام خوشی ها، بی غمیها، فرار از مشکلات، آزادی، عشق، محبت و البته هست....نه اینکه نباشه. در صورتی که آدم از قبل خودش رو آماده کرده باشه که ممکنه یه روزی من هم با همسرم بحثم بشه. ممکنه یه روزی ما هم بی پول بشیم. ممکنه یه روزی خونه ما رو هم دزد بزنه... ممکنه بچه من (دور از جون) بچه سالمی نباشه...

ب . م .م.

درسته که راه دادن تفکرات منفی به ذهن گاهی جلوی آدم رو سد میکنه. ولی بستن چشمها هم کار اشتباهیه... مثل کبکی میمونه که سرش رو زیر برف کنه. اگه همیشه بخوایم مثبت فکر کنیم و از مدتها پیش خودمون رو برای رویارویی با مشکلات و سختی ها آماده نکرده باشیم با به وجود اومدن اولین مسئله انچنان کمرمون خم میشه که دیگه نتونیم بلند بشیم. احمد آقا حرف جالبی زدند.// بهت قول ميدم که هر چی ديرتر اين فکرها رو برای يه فرد به عمل بياری کمرنگتر می شه تا به یه سنی می رسی که دیگه برات مسخرست// این رو هم من کاملا قبول دارم. چون الان با اینکه سن زیادی ندارم اما اینقدر رو بعضی مسایل دقیق شدم و زیادی تجزیه و تحلیل کردم که دیگه نمیتونم رمانتیک باشم. نمیتونم به راحتی با هر کسی کنار بیام. توی ازدواج اول به دنبال شرایط مناسب هستم و اگه شد بعدش عشقی هم باشه خوب چه بهتر. واقعا به جایی رسیدم که تفکرات خیلی لطیف برام مسخره ترین تفکراته.

ب . م .م.

از اون طرف اکثر اوقات با آقای مجید موافقم.همچنین با آقای حنیف و اگه دقت کنید وجه مشترک ما اینه که هر دو اونقدر اشکال میتراشیم تا خود ازدواج محکوم میشه. حالا اینکه من به شخصه کی بتونم از زندان این افکار بیرون بیام رو نمیدونم. برای همه دوستان که همیشه با صحبتاشون من رو یاری میکنند آرزوی صحت و سلامتی دارم.

ALI

سلام ... اولاْ ببخشيد که هی دير ميشه ... من يه مقدار سرم شلوغ بود و البته بارها مطلب اين دفعه رو تغيير دادم ولی اونی که می‌خوام نميشه. يه چيزيه برای امثال ب.م.م و ديگرانی که زياد منطقی شدن. برا خودم که خيلی تاثير گذار بوده .. ايشالا بزودی آپ می کنم .. راستی ازدواج هر چی که باشه٬ بايد راهه پرواز باشه ... يادتون نره .... يا حق

حنیف

خطاب به *ye asemooni* : در منطقی‌ترين حالت از راهنمايی شما ميشه اينجور برداشت کرد که شايد در آينده «دليلي» بيابم که نياز رو نشون بده. در غير اين صورت احتمالا نيازی احساسی (بدون منطق) احساس خواهد شد. در حالت اول : يعنی شما دليلی سراغ داريد که حدس می‌زنيد آن را نشنيده باشم؟ یا اینکه معتقدید که شرایطم عوض خواهد شد و آنگاه دلیلی خواهم یافت. (چه شرایطی؟) در مورد دوم: يعنی ازدواج کار منطقی نيست؟ *** در هر صورت٬ مجبورم به راهنمايی شما عمل کنم و منتظر بمانم ...

parsa

تو را نه بتی را دوست دارم که خويش ساخته ام ماندنت را اصرار داری اگر رهايم کن! قول ميدهم عاشقت بمانم چقدر صدايت خوب است آنگاه که خاموشی وچقدر دوستت دارم به شرط آنکه نباشی کاش بدانی سيگار و رل روشنفکری احمقانه ترين انتخاب دنياست برای دستهای تو قرار را نيامدنت خوشتر!بگذار در انتظار بتم لحظه ها را بتپم آمدنت هرگز مباد! که حضورت طعم دهانم را گس ميکند حضورت فراسوی ميز گندابه ی روياهاست فنجان خاليت را دوست ميدارم زن! رهايم کن! قول ميدهم عاشقت بمانم که لجن زار محصول معشوقه های ماندگار است شعر از: شاهکار بينش پژوه